منوی اصلی
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
درباره

وقتی عروج کردند رو به ما گفتند:
چه حقیر است دنیایتان !
آی خاکی ها
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی
ابر برچسب ها
دفاع مقدس (33) ,  مذهبی (28) ,  عمومی (27) ,  سیاسی (26) ,  ادبیات (20) ,  غزل (18) ,  رهبر معظم انقلاب (13) ,  انتخابات (12) ,  معرفی کتاب (8) ,  سید احمد ذبیحی (8) ,  طنز (7) ,  دکتر شریعتی (7) ,  صفیرحق (5) ,  بسیج (3) ,  دانشگاه (2) ,  جهاددانشگاهی (2) , 
دیباچه دیدگاه

 

 

 


بسم الله الرحمن الرحیم

1-      فضای انتخاباتی استان گیلان  و بعد کشور را چطور ارزیابی می کنید؟

با توجه به افزایش نامزدها و شروع شدن زودهنگام فعالیتهای بعضی از طرفداران از حالا می توان شور و نشاط بالایی در صحنه انتخابات کشور پیش بینی کرد. در سطح کشور نیز با همه دخالتهای هدفمند بیگانگان که در صدد دلسردی و ناامیدی مردم هستند امیدواریم شاهد یک اتفاق بزرگ باشیم.

 

2-      برگزاری انتخابات امسال با سال های گذشته چه تفاوتی دارد؟

امسال برای اولین بار انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری همزمان برگزار می شود و از این جهت مردم در دو سطح عالی و میانی نمایندگان خود را تعیین می کنند تا نقش خود را در مردم سالاری دینی به بهترین وجه به رخ جهانیان و بخصوص مردم منطقه بکشد. مردم با حضور در انتخاب نمایندگان مجلس خبرگان رهبری در عمل نقش خود را تحکیم قدرت رهبری و حمایت از ایشان نشان می دهند و همچنین با تعیین منتخبین نمایندگان خود در تشکیل مجلس شورای اسلامی، مهمترین نهاد قانون گذاری و تصمیم گیری درکشور نقش آفرینی می کنند.

 

3-      نظر شما در خصوص ورود سید حسن خمینی به عنوان کاندیدای مجلس خبرگان چیست؟

به نظر می رسد نفس حضور ایشان و یا هر فردی که بر اساس قانون احراز صلاحیت شود منعی ندارد ولی آنچه جای دریغ و تعجب است این است که اولا گروهی فرزند یادگار امام را مصادره به مطلوب کنند و به صورت جریانی در صدد سوء استفاده از جایگاه و موقعیت مذهبی و اجتماعی ایشان برآیند. و در ثانی ایشان مغایر سخنان و فرمایشات بنیانگذار جمهوری اسلامی که بارها بستگان و روحانیون و مسئولان را  به رعایت قانون سفارش کرده اند از رعایت قانون و مقررات مربوط به احراز صلاحیت سر باز بزنند. مبنای انقلاب و نهضت خمینی کبیر در بهمن 57 بر اجرای عدالت و عدم تبعیض بوده است ، چطور می توان انتظار داشت نوه امام عزیز در مقابل قانون تعظیم نکند. ما به خاطر داریم که مرحوم حجت الاسلام احسانبخش که نماینده امام در استان گیلان و امام جمعه رشت بود با آنکه در دوره اول جزو خبرگان رهبری بود در دوره دوم سال 69 احراز صلاحیت نشد و بدون هیچ عکس العمل بدی پذیرفت.

 

4-      نقش دانشجویان را در برگزاری انتخاب سالم چطور ارزیابی می کنید؟

دانشجویان و جوانان علاقه مند به فعالیت سیاسی می توانند با ترسیم ویژگی های نماینده شایسته و روشنگری با برگزاری جلسات مناظره نقش مهمی در راهنمایی و هدایت عموم مردم ایفا کنند. حضور فعال در انتخابات به معنای پادویی احزاب و تشکلهای سیاسی مقطعی که فقط به دنبال بهره گیری از نیروی جوانی دانشجویان هستند نیست. جوان دانشجو باید در مرحله اول با مطالعه تاریخ انقلاب اسلامی و آشنایی با شگردهای دشمن سطح فهم و درک خود را از مناسبات سیاسی افزایش دهد و در مرحله بعد به روشنگری و هدایت جامعه اقدام کند.

 

5-      نقش رسانه ها  چقدر در برگزاری انتخابات موثر است؟

رسانه به خصوص شبکه های اجتماعی نقش بسیار حساس و ارزشمندی در راهنمایی و ایجاد شور و نشاط در بین عموم مردم دارند. رسانه می تواند در تبیین وظایف نمایندگی و ویژگی های نماینده شایسته و تشویق آحاد جامعه برای مشارکت در انتخابات فعالیت کند. و البته بعضی از رسانه ها که توسط بیگانگان و دشمنان اسلام و میهن هدایت می شوند به دنبال یأس و ناامیدی و تشتت افکار و پخش شایعه و اکاذیب و تخریب چهره های دلسوز و متعهد هستند.

 

6-      انتخاب خوب و مردمی چه ویژگی  های باید داشته باشد تا با کمال آرامش به نتیجه مطلوب برسد؟

انتخاب خوب با انتخابات خوب ممکن می شود. در یک انتخابات خوب همه عناصر دست اندرکار به شایستگی به وظایفشان عمل می کنند. این عناصر در کنار هم و با همدلی وظیفه خود را انجام می دهند نه در تقابل و تخریب یکدیگر. هیئت اجرای و هیئت نظارت ؛ قوه مجریه و شورای نگهبان باید در راستای انجام وظایفشان به آرامش و تشویق مردم برای شرکت حداکثری در انتخابات تلاش کنند. اگر رئیس قوه مجریه خلاف قانون، شورای نگهبان را تضعیف کند و یا در حیطه اختیارات اودخالت کند و یا تلاش کند دست اندرکاران اجرایی را به طرفداری از گروهی از نمایندگان تشویق و ترغیب کند، درست عمل نکرده است. انتخاب خوب با عملکرد مثبت رسانه ها ، احزاب و دانشگاهیان در شناسایی و معرفی بهترین ها به جامعه صورت می گیرد.  اما به هرحال اصلی ترین عنصر انتخاب خوب مردم هستند که باید هم حضور پر رنگی در پای صندوقها داشته باشند و هم می باید با آگاهی و شناخت کافی بدون درنظرگرفتن تبلیغات پر زرق و برق و هزینه های گزاف و یا قول و قرارهای واهی، نماینده شایسته را انتخاب کنند.

 

7-      برای جلو گیری از بروز فتنه در صحنه انتخابات چکار باید کرد؟

همدلی و همزبانی بین مجریان قانون ، هوشیاری و بصیرت مردم در تشخیص رسانه های معاند و نفوذی، التزام عملی نامزدها و هوادارانشان به قوانین و مقررات انتخابات، از مهمترین عواملی است که راه هرنوع فتنه ای را مسدود می کند. همه ما باید بپذیریم که تبعیت از قانون و سرتعظیم فرو آوردن در مقابل آن از الزامات مردم سالاری دینی است. آنانکه فقط تا آن جا که به نفعشان هست دم از قانون می زنند و در غیر این صورت زیر میز می زنند در عمل راه پیشرفت کشور را می بندند و هزینه های زیادی برای جامعه اسلامی درست می کنند.

8-      مطرح کردن شورای رهبری نشان از نفوذ در نظام نیست؟

طرح موضوعات حاشیه ای مانند شورای رهبری که با کمال تاسف از سوی بعضی سیاستمدارانی طرح شد که داعیه دفاع از رهبری و ولایت دارند حتما نشانه ای ناگوار و تلخ از نفوذ در بین بالاترین مسئولان مملکتی است. البته بیان آن موضوع در آن مقطع به نظر می رسد ارزیابی و تست جامعه انقلابی و سنجش و ارزیابی بصیرت ملت بود که خوشبختانه با هوشیاری نخبگان و برخورد به موقع و جدی عموم عاشقان انقلاب و ولایت خیلی زود به غلط کردم افتادند. اما همچنان باید در انتظار سخنان تفرقه افکنانه و تشت آفرین از این گروه ریزشی باشیم. این افراد چون چیزی برای باخت در قمار سیاست ندارند در اولین فرصت زیر میز خواهند زد تا شاید به زعم خود بازی را از نوشروع کنند در حالی که باید بدانند ملت باهوش و مومن ایران برای همیشه بازی خود را با آنان تمام کرده اند.

خبرگزاری دانشجو 




برچسب ها :
سیاسی

بسمه تعالی

استادگرامی

با سلام و احترام

متن نامه اساتید دانشگاهی، جبهه نیروهای ارزشی انقلاب اسلامی به شورای ائتلاف اصول گرایی جهت استحضار و اعلام نظرتقدیم می شود.

ما را با اعلام نظر و راهنمایی های ارزشمند و خردمندانه خود یاری کنید.

نشانی تلگرامی :   https://telegram.me/Asatidgilan

----------------------- 

بسم الله الرحمن الرحیم

 شورای محترم ائتلاف اصولگرایی استان گیلان

با سلام و احترام

با قدردانی و سپاس از شورای ائتلاف اصول گرایی که در جهت همگرایی، همدلی و یکپارچگی آرا در تلاش است به امید خدا با انتخاب بهترین گزینه ها،عموم مردم شریف را در انتخابات هدایت و راهنمایی کند. به این وسیله آمادگی خود را برای هرگونه تشریک مساعی اعلام می کنیم.

امید است این اولین گام در راه تشکل جبهه اساتید انقلابی اصولگرا در دانشگاههای استان گیلان باشد.

بیش از ده ها مدرس انقلابی و ارزشی در دانشگاههای گیلان، علوم پزشکی، آزاداسلامی، پیام نور، علمی کاربردی، جهاددانشگاهی و موسسات آموزش عالی غیر انتفاعی که قلبشان برای سرافرازی امت اسلام ، میهن و مردم عزیز استانشان می تپد؛ مایلند در انتخابات سرنوشت ساز پیش رو تاثیرگذار باشند.

بعد از وظیفه دینی ، عشق به امام راحل و شهدا ، اطاعت از ولایت و حب وطن؛  اساتید دانشگاهی جبهه نیروهای ارزشی انقلاب اسلامی در استان گیلان مصمم هستیم تا دغدغه های خود را در خصوص معیارها و شاخص های انتخاب نامزدهای اصلح معلوم کنیم و از آن بزرگواران بخواهیم این ملاک ها را در انتخاب نامزدهای اصلح به طور جدی لحاظ گردانند تا به حول و قوه الهی بدنه جبهه نیروهای ارزشی و رویش های انقلاب اسلامی با امید مضاعف وظیفه خود را برای حضور حداکثری مردم شریف استان در پای صندوق های رای به انجام رساند و بتواند در مسیر پایه گذاری تمدن نوین ایران اسلامی در این برهه حساس ، بازوی دانشگاهی جبهه نیروهای انقلاب اسلامی باشد.

شاخص ها و ملاک های اصلی برای تشخیص عناصر اصلح به شرح ذیل تقدیم می شود:

•  التزام عملی به مکتب  بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی(ره) و پیروی محض از اوامر رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای مدظله العالی.

•  اشتهار به دیانت، درستکاری و امانت داری.

•  عدالتخواهی، معتقد به مبارزه با فساد و اشرافیت ستیزی و طرفداری از حقوق محرومان.

•  دارا بودن عقلانیت و منطق مومنانه و انقلابی.

•  قانون گرایی و قانون مداری در عمل و نظر.

•  توانمندی در تحلیل و بصیرت سیاسی داخلی و بین المللی

•  دارای نگاه فرهنگی و تمدنی و جهانی اندیشی انقلابی

•  ضدیت با جریان نفوذ و مقابله با سلطه پذیری فرهنگی و اقتصادی و سیاسی

•  معتقد به مقابله با جریان غربگرایی، فتنه و تضعیف کنندگان ولایت فقیه

•  اعتقاد راسخ به آرمانهای انقلاب؛ استقلال ملی و اقتصاد مقاومتی و پایبندی به لوازم آن

•  دشمنی آگاهانه و مدبرانه با هژمونی آمریکا و سیاست های استعمارگرانه غرب و ضدیت با استکبارجهانی

•  دوری از هرگونه شائبه رانت خواری و اشرافیگری و زندگی تجملاتی

•  توجه به ظرفیت های گسترده جوانان در کشور

•  آشنایی با ظرفیت ها ، توانمندیها و قابلیت های استان گیلان

•  آشنایی با محرومیت ها، کمبودها، عقب ماندگیها و ضعفهای استان گیلان

•  برنامه و طرح های پیشنهادی برای برون رفت از وضعیت رکود، بیکاری و تورم

•  آشنایی با دانش قانون گذاری و درک مسئولیت وکالت مردم در مجلس شورای اسلامی

•  معتقد به جمهوریت و حقوق مردم در همه ابعاد و جوانب امور

•  عدم وامداری و وابستگی به کانون های قدرت و ثروت

•  قدرت همگرایی، تعامل و کار جمعی با فراکسیونهای دیگر در مجلس شورای اسلامی

•  تخصص کافی و تجربه لازم حداقل در یک موضوع

•  شجاعت و صراحت بیان انقلابی در برابر اصحاب زر و زور و تزویر

•  سابقه جهاد و ایثارگری و آمادگی هرگونه فداکاری در راه دفاع ازآرمانهای انقلاب اسلامی

•  مقبولیت اجتماعی و ارتباط عمیق با مجامع مردمی و اقشار جامعه

•  مردمی بودن، سعه صدر و خوش رفتاری با آحاد مردم

•  توانایی ارتباط با نخبگان و به ویژه جوانان و دانشگاهیان

•  موفقیت و حسن شهرت در مسئولیت های اجرایی گذشته

•  خلاقیت، سخنوری و توانایی اقناع مخاطبین

•  التزام به پاسخگویی و گزارش عملکرد به مردم

•  قدرت تبیین مسایل فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه.

درک مسئولیت و توفیق انجام وظیفه برای همه پیشگامان حرکت عظیم تشکیل تمدن بزرگ اسلامی  از خدای بزرگ خواستاریم. 

دانشگاهیان متعهد، انقلابى و ارزشی در صورت پیشنهاد، توصیه ویا تایید می توانند نظر ارزشمند خود را همراه با نام و نام خانوادگی به آى دى: https://telegram.me/Asatidgilan   ارسال فرمايند.




برچسب ها :
سیاسی

پس از امام راحل ره و با زعامت حضرت آیت الله خامنه ای همچنان برگزاری انتخابات با حضور حداکثری از راهبردهای نظام اسلامی برای تحکیم مردم سالاری دینی بوده است.

انتخابات در کشور ما بعد از انقلاب اسلامی به مفهوم واقعی پدیده ای عمومی و ارزشمند شناخته شده است. در انقلاب مشروطه اگر چه در مقطعی انتخابات مجلس شورا مورد توجه قرار گرفت ولی خیلی زود با کودتای انگلیس رضاخان و بعد هم با کودتای آمریکایی محمدرضا فقط جلوه بیرونی داشت و از عمق و اثرگذاری در حاکمیت کشوردور بود.

پیروزی انقلاب اسلامی انتخابات در مقاطع مختلف و در موضوعات متعدد فرآیند مردم سالاری را در چارچوب نظام اسلامی نهادینه کرد.تعیین نظام سیاسی کشور، خبرگان قانون اساسی و رهبری ، مجلس شورای اسلامی ، ریاست جمهوری، شوراهای اسلامی شهر و روستا موضوع انتخابات متعددی بودند که مردم ایران در طول ۴ دهه گذشته با انگیزه و علاقه در آنها شرکت داشتند. بنیانگذار جمهوری اسلامی از همان آغاز در بدترین اوضاعی که کشور و مردم در دفاع از کشور و در حال جنگ با دشمنان بودند لحظه ای از حضور مردم در پای صندوقها غافل نبودند و تاکید داشتند حضور در انتخابات واجب شرعی است و مجلس در رأس امور است…

پس از امام راحل ره و با زعامت حضرت آیت الله خامنه ای همچنان برگزاری انتخابات با حضور حداکثری از راهبردهای نظام اسلامی برای تحکیم مردم سالاری دینی بوده است.

حداقل در سه مقطع با زیاده خواهی بعضی از افراد و احزاب قدرت طلب انتخابات و احقاق حقوق قانونی مردم با مانع جدی روبرو شد. اول: توقع فرا قانونی رییس جمهور وقت برای مادام العمری کردن جایگاه خود . دوم: توطئه برای تاخیر در عدم برگزاری انتخابات مجلس در دوره اصلاحات ، و سوم : فتنه تقلب و تقاضای انحلال انتخابات ۸۸ ، که در همه موارد رهبری معظم با قدرت در دفاع از حق مردم ایستاد ند و مانع تضییع حقوق ملت و تعدی به قانون اساسی شدند.

از اهرمهای اساسی در اجرای موفق و سالم انتخابات نظارت استصوابی شورای نگهبان است که موجب رعایت حق الناس در انتخابات می شود از این رو سالهاست که دشمنان انقلاب و ملت ایران برای نفوذ در ارکان مهم و قانونگذاری نظام اسلامی با تخریب اذهان عمومی و تهاجم بی امان به نهاد نظارتی شورای نگهبان که حافظ اجرای سالم انتخابات در کشور است تلاش می کنند همچون موریانه یکی از بنیادهای انقلاب اسلامی را سست کنند.

تامل در توصیه ها و بیانات بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبر عزیزمان اهمیت نهاد شورای نگهبان را به خصوص در بعد نظارتی انتخابات بیشتر معلوم می کند.

امام راحل(ره) در بخشی از وصیتنامه عبادی-سیاسی خود نیز به صورت برجسته به شورای نگهبان توصیه می کنند: “از شورای نگهبان می‌خواهم و توصیه می‌کنم، چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آینده، که با کمال دقت و قدرت وظایف اسلامی و ملی خود را ایفا و تحت تأثیر هیچ قدرتی واقع نشوند و از قوانین مخالف با شرع مطهر و قانون اساسی بدون هیچ ملاحظه‌ای جلوگیری نمایند و با ملاحظه ضرورت کشور که گاهی با احکام ثانویه و گاهی به ولایت فقیه باید اجرا شود توجه نمایند.” همچنین مقام معظم رهبری در باره تایید صلاحیت نمایندگان می فرمایند: ” این‏که برخى تلاش دارند بررسى صلاحیت‏ها در انتخابات را به‏عنوان یک اشکال نظام اسلامى مطرح کنند، سخن غیرفنى و ناشیانه‏اى است، زیرا بررسى صلاحیت کاندیداها و عبور آن‏ها از صافى‏هاى قانونى، در دموکراسى‏هاى دنیا وجود دارد. باید در انتخابات، افرادى حضور یابند که داراى صلاحیت‏ها و حدّ و اندازه‏هاى لازم باشند.”

از این رو باید مردم فهیم و آگاه ایران با شناخت ترفندهای دشمن،از این نهاد و تصمیمات آن حمایت کنند و هرگونه حملات تهاجمی دشمنان را  به ساحت آن نهاد مقدس ،که در قالب جنگ نرم و برنامه ریزی شده از سوی دشمنان صورت می گیرد با پاسخی کوبنده دهند.

 خوبان خبر


 با توجه به شرایط امروز کشور و  در پیش بودن انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری و اهمیت آن در آینده کشورمان، دکتر سید احمد ذبیحی، استادیار جهاد دانشگاهی استان گیلان، در یادداشتی به تببین سیاست خارجی دولت اعتدال و بحث انتخابات پرداختند که متن آن در ذیل آمده است.

انتخابات در طلیعه سی و هشتمین سال انقلاب اسلامی نشان اقتدار و اراده جمعی ملت فهیم و با غیرت ایران است . ملتی که مصمم است استقلال و پیشرفت کشور خود را در پرتو همت و تلاشی فراگیر رقم بزند.

انتخابات مهمترین تجلی اراده ملت و مردم سالاری در نظام جمهوری اسلامی است و از قضا انتخابات خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی از اهمیت بیشتری برخوردار است. از سویی مردم غیر مستقیم با رای خود از رهبری و نظام ولایت فقیه حمایت می کنند و از سویی با انتخاب نمایندگان خود در مجلس شورای اسلامی در فرایند قانونگذاری کشور نقش ایفا می کنند.

برآیند انتخابات دهم، تشکیل مجلس شورای اسلامی با قدرت و سلامت نفس و دور از افراط گرایی و جنجال خواهد بود. اصولگرایی خلاف بعضی اذهان مشوش و ناقص؛ تندروی، افراط گرایی و ابراز هیجانات و احساسات شخصی و فردی نیست.

اولین اصل اصولگرایی مخالفت با خودیت خود، قوم خود، حزب خود و نفس خود است. نماینده ای که به جای پابندی به اصول، فقط براساس احساس و هیجان، منافع دینی و ملی را مورد تعدی قرار می دهد، اصولگرا نیست اگرچه ادعا داشته باشد.

در حالی در آخرین ماه امسال ملت بزرگ ما در انتخابات خبرگان و مجلس شورای اسلامی شرکت می کنند که اوضاع ایران و جهان در مقایسه با سال گذشته بسیار متفاوت است.

دولت که با تمام توان برای به فرجام رساندن برجام تلاش کرد اینک به نظر می رسد جز جامی خالی در دست ندارد. تحریمی کم نشد که هیچ، با سقوط قیمت نفت و افزایش قیمت دلار، وضعیت بحرانی اقتصاد بدتر هم شد. رکود ، بیکاری و توقف طرح های عمرانی که به تدریج صدای مسئولان استانی را نیز در آورده است؛ نشان از ناکامی دولت تدبیر و امید در بهره گیری از کلید برجام است. در بعد سیاسی هم اوضاع برای دولتمردان مایوس کننده است. مسئولان سیاست خارجی که تمام سعی خود را برای نزدیک شدن به دولت های مستکبر و عمّال منطقه ای آنان مصروف کرده بودند، اینک با دخالت آشکار صهیونیسم جهانی در عمل جز خسران و لطمه حیثیتی برای دولت هیچ دستاوردی نداشتند. قطع روابط کشورهای همسایه و اسلامی دلیل ناکارآمدی سیاست های سازشکارانه و انفعالی دولت است. اگر رهبری و مدیریت عالی نظام اسلامی با اقتدار و حکمت مثال زدنی خود با دولت همراهی نمی کردند، شاید امروز وضعیت امنیتی کشور نیز دستخوش ناملایمات و حوادث ناگواری بود که دشمنان برای آن خواب ها دیده بودند.

در حالی اصلاح طلبان در زیر سایه حمایت دولت تدبیر و امید تمام همّ خود را برای تصاحب کرسی های بهارستان در انتخابات ۹۴ به کار بسته اند که مردم انقلابی و با ایمان هنوز تلخی دسیسه شوم فتنه گران را در سال ۸۸ فراموش نکرده اند. هنوز پرونده سیاه فتنه جویان و فتنه سازان ۶ سال پیش بر روی میز محکمه ملت ایران باز باز است. و سیاه نمایی ها و سیاه بازی گروهی قدرت طلب را ملت آگاه با چشم باز در مقابل خود به تکرار می بینند. از این رو بعید است باردیگر مردم هوشیار با تجربه گذشته از سوراخ کژدمهای سیاه آمریکایی باردیگر گزیده شود.

اما وظیفه جامعه دانشگاهی و نخبگان برای روشنگری و هشدار و شناخت ترفندهای دشمن وظیفه ای دقیق و سنگین است. همانطور که رهبر عزیزمان فرموده اند حضور اکثریت حتی مخالفین پای صندوق های رأی یک نیاز و ضرورت است که برای تحقق آن باید به طور جدی تلاش کرد. بی شک آرای حداکثری رآی دهندگان می تواند بسیاری از بهانه جویی های دشمنان را خنثی کند و همدلی و همگرایی را پس از انتخابات برای کمک به دولت و نظام اسلامی افزایش دهد.

هیأتهای نظارت باید با وسواس و دقت جلوی نفود دشمنان ملت و میهن اسلامی را به حساس ترین مراکز کشور یعنی خبرگان رهبری و شورای اسلامی بگیرند. طرد افراد نفوذی دشمن عین حق الناس است و اهمال در این امر عواقب بسیار سنگینی برای نظام اسلامی خواهد داشت. و در صورت سهل انگاری راه برای زیاده خواهی های بعدی فراهم خواهدشد. مردم با اعتماد به هیأت های نظارت، در انتخابات شرکت می کنند و انتظار ندارند کسانی وارد مجلس شوند که به ارزشهای اسلامی و انقلابی پایبند نباشند و یا در اتخاذ مواضع به هنگام جلوتر و یا عقب تر از ولایت فقیه حرکت کنند.

جبهه ارزشی انقلاب اسلامی و ائتلاف اصولگرایان باید ضمن ایجاد همدلی بین نیروهای انقلاب در راستای هم افزایی و همگرایی از تکثر و تعدد کاندیداها در مرحله نهایی جلوگیری کند. در عمل باید به تمام دلسوزان اسلام و انقلاب که خود را برای خدمت وقف مردم کرده اند تفهیم شود گاهی غیبت داشتن بهتر از حضور شکننده است. اما برای رسیدن به این مرحله علاوه بر ارزیابی های میدانی باید معیارهای واقعی یک نماینده ارزشی را در نظر داشت. پایبندی عملی و اعتقاد باورمندانه به اطاعت از اوامر ولایت، توانمندی و تجربه لازم در امورحقوقی و مدیریت کشور، خودباوری و عدم وابستگی حزبی و تشکیلاتی، سلامت نفس و پرهیز از هر نوع فعالیت مالی و اقتصادی کف و حداقل ویژگی های یک نماینده اصولگرا است.

امید است همه تلاش کنیم ملت ایران با حضوری با شکوه و آگاهانه در صحنه انتخابات یک بار دیگر اراده خود را در تحقق خواستهایش به جهانیان نشان دهد. 

به گزارش روشن خبر،




برچسب ها :
سیاسی, سید احمد ذبیحی
دکتر سید احمد ذبیحی، استاد دانشگاه و عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی گیلان، طی یادداشتی به تبیین بصیرت این روز در تاریخ انقلاب، پرداخته است.

فتنه ۸۸ اگر چه ۶ سال از آن گذشته است ولی بی شک اهمیت آن از ابعاد مختلف درسهای عبرت آموزی برای همیشه تاریخ ملت ایران خواهد داشت و چه بسا نخبگان سیاسی و جامعه شناسی جهان باید بر روی آن مطالعه و بررسی کنند و نظریات جدیدی براساس برآیندهای آن واقعه مهم و سرنوشت ساز ارایه کنند . آنچه که بر این یادداشت می توان به اختصار به منظوریادآوری به آن اشاره کرد این است که : هدف اساسی فتنه ۸۸ براندازی نظام با ایجاد انحراف در مسیر انقلاب ملت ایران بود.

دشمنان و طراحان فتنه با هدایت آشوبگران دو محور مهم یعنی جمهوریت و اسلامیت را نشانه رفتند. آنان از یک سو در انتخابات شبهه وارد کردند که در صورت باطل شدن انتخابات به آرای مردم و جمهوریت نظام آسیب غیرقابل جبرانی وارد می شد و از سویی دیگر با چالش کشیدن حاکمیت ولایت فقیه و نهادهای نظارتی مانند شورای نگهبان در عمل تلاش کردند به اسلامیت نظام ضربه بزنند و در این راه برای پیشبرد اهداف شیطانی خود جسورانه به جایگاه ولایت فقیه و بعد هم به ساحت مقدس سالار شهیدان حضرت اباعبدالله اسائه ادب کردند؛ غافل از آنکه ملت ایران مقدسات و باورهای دینی و انقلابی خود را خط قرمز و حریم شرافت خود می دانند و اجازه تعدی به آنها را به احدی نخواهد داد.

عوامل داخلی و خارجی فتنه دنیا طلبانی بودند که از سالها قبل در دوره اصلاحات با موج سواری، در دستگاهها و نهادهای دولتی و امنیتی نفوذ کرده بودند. آنان مفتون هوسهای خود شده بودند. زر و زور و تزویر بیگانگان ، گوشها و چشمهایشان را کر و کور کرده بود و قلبهایشان را به تعبیر قرآن کریم “غشاوه” فراگرفته بود. در مستی کسب قدرت تمام تلاش خود را برای بی فروغ کردن چراغ انقلاب بکارگرفتند. عوامل داخلی فتنه با هماهنگی و هدایت ضدانقلاب و دستگاههای امنیتی دشمنان، تمامی همت خود را برای ضربه زدن به آرمانها و اهداف عالی انقلاب به کار گرفتند. به ساحت امام خمینی رهبرکبیر انقلاب و بزرگترین شعائراسلامی که دفاع از ملت مظلوم فلسطین بود در این توطئه شوم تعدی روا داشتند .

استکبارجهانی و رژیم صهیونیستی را به امکان وارد کردن ضربه به منافع ملت ایران امیدوار کردند و امید ملت های مظلوم و دربند را از استمراریاری مردم ایران قطع کردند. برای کسب قدرت و تحصیل منافع نامشروع، منافع ملت ایران را نادیده گرفتند و اقتدار و عظمت ملت و انقلاب ایران را در انظار جهانیان مخدوش کردند. اما از آنجا که حافظ انقلاب و نظام اسلامی خداوند بزرگ است از آن همه نیرنگ و خیانت و اهانت طرفی نبستند و با حضور منسجم و آگاهانه همه اقشار ملت در حماسه عظیم ۹ دی ، ضربتی سخت نوش کردند. بدین ترتیب ملت به لطف الهی تلخ ترین روزهای تاریخ انقلاب را بدل به شیرینی کرد. حماسه با شکوه ۹ دی ، برگ زرین تاریخ ملتی شد که آگاهانه در دفاع از دستآوردهای انقلابش جانانه قیام کرد و در حساس ترین زمان ممکن با انتخاب حضور در صحنه، برای همیشه دشمنان جمهوری اسلامی را تحقیر کرد.

وارثان ۸ سال دفاع مقدس با استعانت از خداوند بزرگ و عنایت حضرت صاحب الامر و تدابیر جانشین صالحش توانستند در ۹ دی با بصیرتی مثال زدنی و با اقتدار، توطئه فتنه گران را نقش برآب کنند و از آرمانهای خمینی کبیر و شهدا دفاع کنند و آبرومندانه از سخت ترین پیچ انقلاب بگذرند.

اما شیطان بزرگ و عوامل فریب خورده او، دست از شیطنت و دشمنی با نظام اسلامی نمی کشند و باردیگر به دنبال نفوذ در لایه های مختلف نظام است. امروز دشمن با استفاده از منابع مالی و مزدوران منطقه به دنبال گسترش نظامی گری در منطقه است ولی از برنامه نفوذ و ایجاد ضربه در داخل نیز غفلت نمی کند. عوامل استحاله شده دشمن در داخل که از ادامه راه بازمانده اند برای تحقق خواسته های مادی و دنیا طلبانه خود در صدد تعمیق و گسترش دیدگاههای غرب گرایانه در لایه های مختلف جامعه هستند. از سویی با تهاجم گسترده فرهنگی به تخریب مبانی ارزشها و باورهای اعتقادی اقدام می کنند و این امر در رسانه ها ودانشگاه ها که مخاطب خاص دارد بیشتر مورد توجه قرار می گیرد و از سویی با تهاجم به محور بنیادین نظام و انقلاب ، ولایت فقیه و شخص مقام معظم رهبری، انسجام و وحدت جامعه اسلامی را هدف قرار می دهند.

فتنه گران و آشوب طلبان امروز با استفاده ازاوضاع موجود که با تساهل و تسامح دولت تدبیر وامید از سنگرهای دفاع از آرمان های انقلاب اسلامی به وجود آمده است به دنبال بازسازی چهره کریه خود هستند. جریانهای فتنه گر در این مقطع با بازآفرینی نقشی تازه تلاش می کنند آنچه در سال ۸۸ موفق به کسب آن نشدند اینک با سوء استفاده از اوضاع موجود به آن دست پیدا کنند. فتنه جدید، فرماندهی عالی نظام اسلامی را هدف قرار داده است. تصاحب کرسی های بیشتر توسط تحریف کنندگان خط امام در مجلس خبرگان می تواند امید تازه ای به دشمنان نظام اسلامی دهد.

و البته انتخابات پیش رو می تواند با شرکت گسترده مردم جلوه ای از همبستگی ملی، مشروعیت و قدرت سیاسی نظام جمهوری اسلامی باشد. مشروط به آن که جریان فتنه گر ۶ سال پیش باردیگر با کلید شورای رهبری و رمز تقلب و … صحنه گردان نباشد. و شورای نگهبان با قدرت با حذف معاندین و دشمنان انقلاب از منافع مردم طبق قانون و در حد وسع خود مانند همیشه پاسداری کند.

هوشیاری و بصیرت مردم شریف در انتخاب افراد شایسته و اقتدار و پایمردی هیات های نظارت شورای نگهبان می تواند نوید بخش انتخابات خوب و اثرگذار برای آینده کشور باشد. ان شاءالله 

روشن خبر




برچسب ها :
سید احمد ذبیحی, سیاسی
به دوستان عزیزم پیشنهاد می کنم با مراجعه به سایت درسهایی از قرآن پیامبرگرامی اسلام را بهتر بشناسیم

با مطالعه کتاب " سیره پیامبر با نگاهی به قرآن کریم " از حجت الاسلام قرائتی زوایای وجود شریف نبی اکرم بیش از پیش از زبان قرآن مکشوف می شود.

 




برچسب ها :
مذهبی

در این مطلب به قلم دکتر سید احمد ذبیحی، عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی گیلان، در ادامه بررسی عوامل شکست نهضت جنگل، به بررسی نقش شیخ احمد سیگاری، رضا افشار، پسر سید حکیم، سیدجلال چمنی، احسان الله خان و دکتر حشمت در نهضت جنگل پرداخته شده است.

شیخ احمد سیگاری

در بخش تعلیقات و توضیحات کتاب یادداشتهای کسمایی، منوچهر هدایتی می نویسد: “در جایی از گزارش فخرایی، در رابطه با روزهای پسین و گذران سخت حاج احمد، از شخصی به نام شیخ احمد سیگاری سخن به میان آمد، حاج احمد هم در یکی دو جایی از تقریراتش از این شخص و ناجوانمردیش نالید. این شیخ احمد از آن گروه از آدمیان فرصت طلب شریک دزد و رفیق قافله بود که توانست در آن روزگار فتنه و آشوب در سایه حسابگری های سودا گرانه­اش، هم تجارت خانه و دفتر تجاری خود را در تهران حفظ کند و هم بر مزارع توتون گیلان نظارت داشته و همیشه از خریداران اولیه تمامی محصول توتون این خطه باشد. باری این شخص برای حفظ موقعیت مالی خود، نقش رابط جنگل با دولتیان را در مرکز بر عهده داشت. در نامه های متعددی که وی به عنوان گزارش وقایع روز تهران، به حاج احمد می نوشته، همه جا، وی را با القابی چون حضرت جاهی و … می ستوده، همین آدم پس از آن که ورق برگشت و اقبال از حاج احمد روی بر تافت، بسیاری از مایملک او را با تبانی کارگزاران دولت مرکزی، کسانی چون سردار معظم خراسانی(تیمور تالش) بالا کشید.” (کسمایی،۱۳۸۳، ۱۸۶)

شیخ احمد سیگاری که از دوستان و همکاران تجاری سابق کسمایی بوده و بعد از تسلیم شدن وی قدرت پیدا می­کند تا ضمن چپاول اموالش پرده از چهره خود کنار بزند؛ از خیانتکارانی است که در لباس دوست در هرفرصتی به خواست انگلیسی ها و دولت مرکزی اخبار و گزارشات محرمانه و مورد نیاز را از جنبش جنگل جمع آوری می کند.

در کتاب اسناد محرمانه و گزارشهای نهضت جنگل، نامه ای از شیخ احمد سیگاری خطاب به کسمایی درج شده است که بیانگر نقش جاسوسی و نفاق وی است . «۵ رمضان ۱۳۳۶- حضور مبارک حضرت مستطاب اجل آقای حاج احمد آفا مشرف باد، قربانت گردم، از یوم چهارشنبه دوم شهر رمضان (تا) حال در تهران شهرت دارد که در منجیل بین قوای انگلیسها و قوای جنگ نزاع شده و قوای جنگل به طرف رشت و سایر نقاط عقب نشسته اند و در روزنامه هم این خبر ذکر شده بود. لذا ناچار شده وسیله قاصد از کم و کیف امر مطلع شده باشم. پس از تبادل افکار با حضرت سردار محیی قرار شد که آقا حسین را روانه خدمت نموده و فوری مراجعت نماید، از ترتیبات استحضار حاصل شود وضع تهران کما فی­السابق است، تغییری حاصل نشده کابینه هنوز تشکیل نشده، معلوم نیست به این زودی هم تشکیل بشود البته به زودی آقا حسین را مراجعت دهیدکه دوستان چشم به راه هستند و از روز چهارشنبه تا کنون تلگراف خانه، تلگرافات رشت را قبول نمی­کند. شیخ احمد» (اسناد محرمانه و گزارشها. ص ۱۰۵)

 

رضا افشار

از دیگر نفوذیها و خائنان به جنبش رضا افشار است. رضا افشارکه درمعاهده صلح هیات اتحاد اسلام با انگلیسی ها در سال ۱۳۳۶ ق نمایندگی جنگل را برعهده داشته است و بعد هم به ریاست امور مالی جنبش می­رسد از افراد خائن به نهضت محسوب می شود. کسمایی او را مشکوک معرفی می­کند و می­نویسد:” بعدها وزیر شد و در زمان وزارت باز هم به جرم اختلاس محاکمه و در نتیجه محکوم و از جمیع شئون دولتی محروم گردید.” (کسمایی،۱۳۸۳،ص۵۴)

” زمانی که برنامه هیات اتحاد اسلام و جنبش ما درجنگل که زیر همین نام بود به گوش همگان رسید نخست اقلیت های ارمنی، یهودی، فرقه بهایی، بر اتحاد اسلام حسد بردند و هرکدام چند نفری از یارانشان را به لباس مسلمانی برای جاسوسی و کوشش برای به هم زدن اساس هیات اتحاد اسلام به جنگل فرستادند که در طی این مدت چند نفر از آنها را شناختیم وکمیته با بررسی کامل آنها را خارج کرد. آنچه که به یادم مانده می­گفتند میرزا رضا خان افشار برای ارامنه خبر می برد. بررسی کمیته به اینجا رسید که او با ارمنیها سابقه زیادی داشته و شاید اجدادش ارمنی بوده است. دومی دکتر آقا خان طوب بود که به عنوان یک مسلمان وارد هیات اتحاد اسلام شده بود ولی معلوم شد که او یهودی است و دیدیم که بعدها مسوولیت های حساسی را در امور اقلیت یهود عهده دار شد.” (کسمایی، ۱۳۸۳ ص ۵۴) ابراهیم فخرایی می­گوید: یکی از افراد کمیته که رییس دارایی رشت بود چنان رفتار سحرآمیز داشت که در بحبوحه گرفتاری های جنگل ۸۴۰ هزار ریال پول های جمع آوری شده را که می بایست به مصرف هزینه های جنگ برسد ربوده و به طهران فرار نمود.(فخرایی، ۱۳۵۴،ص ۵۷)

 

پسر سید حکیم

یکی هم پسر سید حکیم بود که بررسی کمیته نشان داد از بهاییان معروف رشت می باشد و همه خانواده­اش هم بهایی بودند. وقتی که کمیته او را بهایی و جاسوس شناخت اظهار داشت که از بهایی گری دست برداشته ام ولی دروغ می گفت و آخر هم معلوم شد برای بر هم زدن اتحاد اسلام مامور بوده است. اما در مورد بقیه نامی به یاد ندارم و مسلما گروهی از آنها را ما نشناختیم.” (کسمایی، ۱۳۸۳ص ۵۴)

 سید جلال چمنی

دیگر خائنی را که کسمایی معرفی می­کند سید جلال چمنی است. “چنانکه عرض کردم در سال ۱۲۹۹ جنگل دومی به وجود آمد که این بار هم سید جلال همراه میرزا بود. اما تضاد سیاسی در داخل جنگل و برخورد عقاید بین هوا داران احسان الله خان با دیگر گروه های تشکیل دهنده جنگل مانع از ادامه همکاری ایشان شد و سید جلال چمنی رو به روی میرزا ایستاد و مشغول ضدیت با او شد بالاخره در دام استفاده از موقعیتهای حکومت مرکزی افتاد. و هنگامی که قشون دولتی برای قلع و قمع میرزا کوچک آمد به آنها پیوست.( کسمایی، ۱۳۸۳ ص۵۵)

 احسان الله خان

از چهره های کریه و بهایی جنگل احسان الله خان ساروی است. او اگر چه به ظاهر طرفدار استقلال و سوسیالیست است ولی در نهایت به دلیل خیانت به بلشویک ها و جاسوسی برای انگلیسی ها در تصفیه استالین کشته می شود. کسمایی در باره ملحق شدن احسان به جنگل و اختلافش با میرزا می گوید:”احسان الله خان از تهران به مازندران گریخت و همراه سالار فاتح به جنگل آمد و نزد ما ماند. این واقعه در سال ۱۲۹۷ اتفاق افتاد او یک سالی با ما بود و سال بعد یعنی ۱۹۱۹م که بلشویک ها به رشت آمدند، میان او و میرزا کوچک خان اختلافی ایجاد شد که این اختلاف برسر عقاید ایشان بود، خالو قربان هم همراه او بود. وقتی که اختلاف علنی شد او با بلشویک ها به بادکوبه رفت.” (کسمایی، ۱۳۸۳،ص ۸۸)

“میرزا می‌دید که برخی از یارانش جذب شعارهای بلشویکی شده و بی‌صبرانه انتظار ایشان را می‌کشیدند. احسان الله خان خود نقل می‌کند که در روز ورود نیروهای شوروی به ایران، میرزا کوچک که می‌خواست نماز صبح خود را آغاز کند، او را دعوت به نماز کرده بود و او پاسخ داده بود که هرگز نماز نمی‌خواند و او هم اگر می‌خواهد با بلشویک‌ها دوست شود، بهتر است که دیگر نماز نخواند! این درحالی بود که ملایان و بازرگانان سرشناس و ثروتمندان گیلان مدام به میرزا «خطر بلشویک‌‌ها برای کشور» را یادآوری می‌کردند. در چنین فضایی میرزا ناچار به پذیرش برخی شعارهای بلشویکی بود به این امید که بتواند از این طریق به ایفای نقشی متعادل‌کننده برای حفظ اتحاد علیه استعمار انگلیس بپردازد.” (شاکری، ۱۳۸۶ص ۲۴۶-۲۴۵)

“میرزا کوچک جنگلى در نامه خود به احسان الله خان، و خالوقربان، از راحتى و آسایش بشر و آدمیت، با هر عقیده و نژاد سخن مى­­گوید و وظیفه خود مى داند که در برابر بى حرمتى به نوع بشر ساکت ننشیند و براى آزادى انسانها تلاش ورزد و حتى خود و یارانش را فداى آزادى انسانها کند. اما آزادى از نظر میرزا مطلق نیست. او اجازه استفاده ناروا از آزادى را به افراد نمى دهد که براى کسب منافع شخصى، منافع ملت را زیر پا نهند. او تبلیغات کمونیستى را با آن شدت و حدّت، استفاده ناروا از آزادى مى داند و در نامه خود مى نویسد: من راحتى و آسایش بشر و حفظ حقوق آدمیت را طالبم و خیانتکار مى شمارم کسانى را که برخلاف این عقیده رفتار کنند و یا به نام پیش بردن آزادى، مقاصد شخصى و منافع خصوصى را تعقیب نمایند…”( فخرایی ،۱۳۷۱، ص ۳۲۴)

“در سال های ۱۲۹۹و ۱۳۰۰که روس های سرخ در رشت بودند خالو قربان و یارانش با احسان الله خان همکاری کردند و آتش اختلاف میان احسان الله خان و میرزا هر روز افروخته تر شد و بالاخره هم کارشان به زد و خورد کشید هنگامی که میرزاکوچک از میان رفت، خالو قربان به قشون دولتی پیوست و همراهشان به تهران آمد. احسان¬الله خان نیز همراه با روس ها به روسیه که خود، آغاز تا ریخی دیگر است.”(کسمایی،۱۳۸۳،ص۵۶) “از سوی دیگر گرایشهای تند کمونیستی پیروان احسان الله خان، افکار عمومی را روز به روز نسبت به نهضت جنگل که اصولا زیر نام ((اتحاد اسلام)) رشد خود را آغازکرده بود بد بین می­کرد. بعد می بینیم که این بدبینی به جایی رسید که استقبال از سر بریده میرزا را به صورتی درآورد که نه شایسته آن انقلابی آزادیخواه بود و نه مردم آزاده گیلان. بگذریم احسان الله خان ما را لو داد و به روس ها از من شکایت کرد و وجود مرا مخل کارخودش دانست. در نتیجه روس ها مرا اجباراً همراه خودشان بردند و دراین سفر گروهی از یارانم نیز همراه من بودند. “(کسمایی۱۳۸۳،ص۵۰)

گروهی هم بودندکه تا روز آخر توانستند زیر نقاب صداقت نسبت به هیات اتحاد اسلام مخفی بمانند و ما فقط زمانی که رضاخان سردارسپه با عنوان وزیر جنگ به گیلان آمد، دریافتیم که تعدادی از افراد غیر نظامی جمع شده در اطراف میرزاکوچک که خود را فدایی او می¬دانستند باطنا رفیق و شریک رضاخان بودند و همین افراد بودند که تعدادی از ایشان در زمان آمدن رضاخان چهره واقعی خود را نشان دادند .تعدادی که شاید وظیفه شان هنوز تمام نشده بود آن قدر با قیافه پرنیرنگ خود در کنار میرزا ماندند و با آنچه کردند میرزا را به راه نابودی کشانیدند و زمانی که سر میرزا را با هلهله و شادی به رشت آوردند یک باره به تهران گریخته و با خیال راحت در تمام دوران حکومت بیست ساله رضاخان به صورت کمک و یار او مردم را غارت و جیب های{خود را پر کردند}(کسمایی،۱۳۸۳، ص۹۳)

آن روزها گمان می­کردم هرکس به نهضت ما پیوسته است، واقعا و عاشقانه وطنش را دوست دارد و حتما آزادی خواه است. باور نمی­کردم انسانی هم پیدا شود که روی خون جوانان هموطنش با مردان ننگینی مانند وثوق الدوله و رضاخانها بند و بست نمایند. فکر می کردم چگونه ممکن است که یک نفر به نهضتی بپیوندد و تلاش کند تا آن را از مسیر واقعیش منحرف کند. ما هرچه می ­دیدیم می­پنداشتیم اشتباه از ماست {که}بد بین هستیم، ولی آینده نشان داد که چنین نبوده و ما ساده دل بوده ایم. نوکران اجنبی که درتهران حکومت می­کردند برای کمک به خارجی و برای خیانت به مردم خود، در ازای دریافت مقداری پول و پست و مقام بی محتوی حاضر به هرگونه خیانتی بودند.

اما با نهایت تاسف ما قادر به انجام وظیفه خود در قبال خائنانی که با لباس آزادیخواهی به ما پیوسته بودند نشدیم و زمانی این واقعیت را دریافتیم که پیوستگان به ما همه آزادیخواه نیستند که دیگر دیر شده بود. من امیدوارم آنها که می­خواهند به دنبال نهضت ما در جنگل قد علم کرده و سراسر سرزمین ایران را از ستم آزاد کنند چنین اشتباهاتی را مرتکب نشوند. (کسمایی ،۱۳۸۳، ص ۹۵)

 دکتر حشمت

وقتی جنبش در مناطق گیلان گسترش یافت، حشمت به فرماندهی نیروهای نظامی و اداری در لاهیجان منصوب می شود و به احداث مدارس و راه های روستایی و نهری از شعبه اصلی سفیدرود اقدام می کند. این رود نقش بسیار مهمی در آبادی اراضی مابین رودخانه های سپید رود و شیمرود دارد. در مراحل پایانی کار نهضت، وثوق الدوله با هدایت انگلیسی ها به تطمیع در کنار تهدید روی می آورد. با حمله قوای ایوب خان میرپنج از یک‌سو و بمباران هواپیماهای انگلیسی عرصه بر حشمت و یارانش تنگ می شود تا آن‌جا که میرزا کوچک خان به همراه جمعی از مبارزان جنگل به سوی لاهیجان حرکت می­کند. دکتر حشمت تصمیم می‌گیرد باتوجه به امان نامه ای که حکومت مرکزی داده است تسلیم قوای دولتی شود، اگر چه میرزا با این تصمیم مخالف است. حشمت پس از اسارت با خفت در رشت محاکمه، اعدام و پیکرش در گورستان محله چله‌ خانه رشت به خاک سپرده می شود. میرزا محمّد علی خان جنگلی وضع دکتر حشمت را در زمان تسلیم این گونه بیان می کند: ما مصمم شدیم از «قلعه گردن» بگذریم. اما از چند طرف در محاصره بودیم. سران جنگل برای یافتن راه حل و دفع خطر به مشورت نشستند و هر کس چیزی گفت و نقشه ای ارائه نمود… تازه برای حرکت آماده شده بودیم که دکتر حشمت ناگهان تصمیم به تسلیم گرفت. دکتر که احساس میکرد دیگر یارای مقاومت ندارد روی به میرزا نموده، چنین گفت: خسته شدم، زانوانم قدرت حرکت ندارند; مثل آنکه کرخ شده اند. رمقی برایم نمانده، افرادم بی تابند، اجازه بدهید بروم و به سرنوشتم نزدیک شوم. میرزا قدری نصیحتش کرد و گفت: تسلیم شدن برابر با خودکشی است; من هم مانند شما خسته و کوفته ام، اما هرگز فکر تسلیم به مغزم خطور نکرده است. باید صبر کرد، بالاخره این رنجها به پایان میرسند. اما دکتر همچنان به خیالش مشغول و عزمش را جزم کرده بود و عاقبت ـ چنانکه دیدیم ـ با عده ای قریب به سیصد نفر که سید حسن خان قزاق و عبدالسلام عرب و علی اکبرخان آب زرشکی و علی حبیبی و حسن مهری در میانشان بود، از میرزا خداحافظی کرد و رفت تسلیم قوای دولت گردید. بعد از رفتن دکتر به خرمآباد، در آنجا گلنگدن اتباعش و موزر خودش را گرفتند و همه را بعد از چند شبانه روز به لاهیجان بردند. (فخرایی،۱۳۶۸، ص۱۷۷و ۱۸۸و۱۸۹)

میرزا همین که خبر تسلیم شدن دکتر را شنید بی اختیار گفت: «انا للّه و انا الیه راجعون» و با ادای این آیه، او را از دست رفته به حساب آورد. در حقیقت نیز همین طور بود; زیرا دکتر بعد از ورود به لاهیجان برخلاف آنچه تصور می کرد مورد اهانت قرار گرفت و متین الملک قریب سیلی به گوشش نواخت و انواع ناسزا نثار وی و یارانش شد و عاقبت اعدام گردید.(غلامحسین میرزا صالح،ص ۹۸)

در باره اسارت و اعدام دکتر حشمت کسمایی می­گوید: اتفاقاً محلی­که او پنهان شده بود مورد بازرسی قشون دولتی قرار می­گیرد و در این تصادف او دستگیر می­شود. پس از دستگیری او را به رشت می­آورند استنطاق می کنند نمی دانم این مجاهد با شرف جنگل در مدت استنطاق چه می­کند و چگونه مستنطق را تحقیر می­کند که به دارش می آویزند. روانش شاد باد. (کسمایی ۱۳۸۳ص۵۱) ظاهرا تسلیم شدن دکتر حشمت برای حاج احمد کسمایی بسیار بعید به نظر می رسیده است. اما واقعیت این است که در این دنیا هرکس قدر و اندازه و توانی دارد. و خدای بزرگ بیشتر از وسع و توانمان از ما طلب نمی کند. ” لیس الانسان الا ما سعی ” کاش دعا کنیم خدای کریم وسع و توانمان را خیلی بیشتر از این دنیای حقیر قرار دهد آن قدر که توان انجام وظایف خود را داشته باشیم.

روشن خبر


 

هنوز آفتاب حقیقت در پس ابرهای وهم انگیز جنگل پنهان است. مهی غلیظ پس از سالیان طولانی، تو در توی درختان جنگل لانه کرده است. جنگل مخوف و ترسناک به نظر می آید. از هرسوی صدایی و آوایی. برای راهیابی به عمق جنگل باید راه بلدی و چراغی و یا کوره راهی. همه چیز به اعماق جنگل مربوط می شود همه رازها و اسرار جنبش آن جاست. باید رفت و حقیقت را دریافت. حتما حقیقت پس از سالها خود را از پشت غبار شک و تردید نشان خواهد داد. از جنگل به درازنای تاریخ دور نیستیم صدسال بیشتر نمی گذرد می­توان خدمت و خیانت در جنبش جنگل را دریافت و فضای تاریک و سیاه آن را با نور حقیقت روشن کرد.

همه چیز در خدمت و خیانت خلاصه می شود همیشه همین طور بوده است؛ کسانی خدمت کرده اند و ناکسانی خیانت.

جنگل تکرار تاریخ است، تکراری تلخ و ناشگون. باردیگر خیانت سیاه، اراده مردان خدمت را بی نتیجه گذاشت و چرخ حرکت آزادیخواهی ملت ایران را بر مدار صفر باز گرداند. بازی از نو! خیانت انسانهای پست و وطن فروش نیم قرن دیگر ملت را در چنگال گرگهای قدرت جهانی خون مال کرد.

مشروطه شکست خورد قلدرها بر تخت ظلم و استبداد جلوس کردند و ملت به یوغ روس و انگلیس وآمریکا رفت. سرمایه های انسانی و معنوی و اقتصادی نابود شدند و راه پیشرفت و توسعه کشور مسدود شد. برای غارت ما حق توحش گرفتند و عزت و شرفمان را به ثمن بخس خریدند. همه از خدمت وخیانت آغاز شد.

جنگل از چه چیزی آسیب دید؟ این سوالی بنیادین در بحث جنبش است. جنگل چرا سوخت؟ موضوعی اساسی در نهضت میرزاست. چه کسانی بر جنگل سبز آتش انداختند؟ برای امروز ما می تواند آیینه عبرت باشد تاریخ کارش تجربه است.

تاریخ جنگل، تکرار تاریخ عاشورا درکربلا بود. در یک سو جهل و خیانت، دست در دست کفر و دنیاپرستی بیگانگان می­گذارد و در یک سو میرزا با یاران آزادیخواه و مسلمان سر درکف، عاشقانه جانبازی می­کند.

امیر المؤمنین علیٌّ علیه‏السلام در توضیح و تعریف خیانت می فرمایند: غایَةُ الخِیانَةِ خِیانَةُ الخِلِّ الوَدودِ، ونَقْضُ الْعُهُودِ.

اوج خیانت، خیانت کردن به دوست صمیمى و شکستن عهد و پیمانهاست. (غررالحکم، ج ۲، ص ۵۰۵) همچنین آن امام حکیم در نشانه های خیانت می فرمایند: غِشُّ الصَّدیقِ وَ الغَدْرُ بِالمَواثیقِ مِنْ خِیانَةِ العَهْدِ. ناخالصى دوست و حیله در پیمان از خیانت در عهد است. (غررالحکم،ج ۲، ص ۵۰۸)

خیانت می تواند از عواملی مانند ترس از جان، بی اعتقادی، اغوا و فریب، منفعت طلبی و جاه پرستی سرچشمه بگیرد. البته بعضی هم هستند که ذاتا افرادی دورو و منافق هستند. به هیچ اصولی پایبند نیستند و در مرامشان پایمردی و مردانگی جایی ندارد. در جنبش جنگل علاوه برکشورهای انگلیس و روسیه که به نوعی پیمان شکنی می­کنند با خیانت دوستان و یاران بسیاری از میرزا روبرو هستیم که عملکردشان به دلیل موقعیت و جایگاهشان در نهضت تعیین کننده و سرنوشت ساز بوده است.

نکته ای که بسیار حائز اهمیت است توجه به نقش موثر و عملکرد خائنانه این افراد در پایان نافرجام نهضت است. حضور نقش آفرین این افراد در شورای رهبری جنبش و تصمیم سازی و تصمیم گیری های آنان در نهایت موجب می شود خسارتی به سنگینی ۵۰ سال حکومت استبدادی و وابسته پهلوی در ایران به ملت بزرگ ایران وارد شود؛ از این رو اهمیت دارد این موضوع با دقت و تامل بیشتری مورد توجه قرار گیرد، چرا که پالایش حلقه های اولیه رهبری هر نهضت از افراد سست ایمان و دنیاپرست لازمه کسب موفقیت و پیروزی نهایی خواهد بود.

روشن خبر


با مراسم اربعین باید فراجناحی، فراملیتی و فرادینی برخورد کنیم / عاشورا مربوط به یک جریان خاص نیست   

  • مراسم باشکوه اربعین را باید یک مراسم بسیار عمومی برای جهان اسلام، بلکه جهان بشریت تلقی کنیم. مراسمی که نه‌تنها فراتر از انواع جریان‌های سیاسی داخلی است بلکه فراتر از همه مذاهب و ادیان دنیا و یک مراسم فوق‌العادۀ بشری است.
  • در ایران خودمان برخی از مراسم‌ها را داریم که در آن مراسم‌ها مرزبندیِ خاصی وجود ندارد. مثل تجمعی که مردم برای عید نوروز در کنار حرم امام رضا(ع) دارند که از تمام طیف‌ها و صنوف در آنجا حضور پیدا می‌کنند. همچنین در برگزاری مراسم عاشورا نیز همه مشارکت دارند و همه به آن احترام می‌گذارند؛ هنرمندان، روشنفکرها، بازاری‌ها و انواع صنوف سعی می‌کنند ارادت خودشان را به امام حسین(ع) نشان دهند.
  • هیچ کس عاشورا را مربوط به یک جریان خاص نمی‌بیند. حتی آنها که تصور دقیقی از عاشورا ندارند و گاهی اوقات در تحلیل‌های خودشان اشتباه می‌کنند، اصل احترام به امام حسین(ع) را قبول دارند. ما با پدیده باعظمت اربعین باید همین‌طور فراجناحی، بلکه فراملیتی و فراتر از همه ادیان برخورد کنیم.

شاید اربعین آخرین مرحلۀ اتمام حجت برای بیدارسازی دل‌ها قبل از ظهور باشد/ اربعین می‌تواند یکی از عوامل مهم برای جذب افراد به جبهۀ حق باشد

  • هر کسی که خودش را در هر موضعِ فکری و سیاسی یا فرهنگی تلقی می‌کند، بیاید و با اربعین ارتباط برقرار کند. شاید این آخرین مرحلۀ اتمام حجت برای بیدارسازی دل‌ها قبل از ظهور باشد. این کلمۀ «شاید» را حذف نکنید تا برخی افراد که معمولاً دچار سوء تفاهم می‌شوند، برداشت خاصی از این کلام پیدا نکنند و نگویند که فلانی با راهپیمایی اربعین مژدۀ ظهور داده است!
  • البته ما آرزومند هستیم که واقعاً ظهور نزدیک باشد و محقق شود و همین اقدامات و حرکت‌ها مقدمه‌ساز ظهور شوند؛ ولی ما برخی از اتمام حجت‌ها را در امتحان‌ها و غربال‌های قبل از ظهور داریم؛ اتمام حجت‌هایی که موجب می‌شود خیلی‌ها که رسماً در جبهۀ باطل هستند، بیایند و در جبهه حق قرار بگیرند.
  • اگر بخواهد چنین غربالگری‌ای صورت گیرد، ممکن است در برخی از حادثه‌ها و امتحان‌ها ریزش‌هایی پدید بیاید ولی برای آن غربالگری‌های بزرگ در آستانه ظهور، برخی از وقایع هم هستند که می‌توانند موجب رویش‌های بزرگ شوند و قطعاً یکی از عوامل بسیار مهم برای جذب به جبهۀ حق، می‌تواند همین اربعین اباعبدالله الحسین(ع) باشد.

باید ابواب «رحمة الله الواسعه» را به روی تمام مردم عالم گشود/ فراگیرسازی پیام اربعین برای انواع سطوح اجتماعی یک ضرورت است

  • به همین دلیل، بنده تصور می‌کنم ما باید تا جایی که می‌توانیم در انعکاس خبر اربعین اباعبدالله الحسین(ع) آغوش رحمت واسعه الهی را به سوی تمام ابنا بشر باز کنیم؛ اگر قبول داریم سخن مرحوم قاضی(ره) را که فرمودند: «در عالم مکاشفه دیدم که «رحمة الله الواسعه» حسین(ع) است» . باید ابواب «رحمة الله الواسعه» را به روی تمام مردم عالم گشود و این رحمت واسعه باید تا آنجایی که می‌شود به کمک دوستان اباعبدالله حسین(ع) فراگیر باشد و این فراگیری خودش یک عملیات اتمام حجت است.
  • اگر باور داریم که امام حسین(ع) مظهر رحمة الله الواسعه است، و این رحمت خودش را در اربعین در یک میعادگاه بزرگ دارد تجلی می‌دهد، باید میدان بدهیم که همه تحت پوشش نور این رحمت قرار بگیرند. لذا تعمیم و فراگیرسازی اربعین امام حسین(ع) برای انواع سطوح اجتماعی یک ضرورت به حساب می‌آید.

اگر گوشۀ دلِ کسی، نوری وجود داشته باشد با تجلی محبت حسین(ع) در اربعین متأثر یا متحول می‌شود

  • شاید کسی در گوشۀ دلش نوری وجود داشته باشد که در این صورت او قطعاً با تجلی محبت امام حسین(ع) در اربعین، متأثر خواهد شد؛ اگر متحول نشود. حتی ما طمع داریم که اربعین اباعبدالله الحسین(ع) بتواند بر آحاد جوانهایی که جذب جریان‌های تکفیری شده‌اند هم تأثیر بگذارد.
  • ببینید این نگاه از چه مختصاتی برخوردار است. مثلاً کسانی بودند که با شمشیر قصد ترور پیامبر(ص) را داشته‌اند و از مکه حرکت کرده‌ و در مسجد النبی پشت سر پیامبر(ص) قرار گرفته‌اند و وقتی رسول خدا(ص) برگشتند و آنها را نگاه کردند،‌ متحول شدند. کسانی هم بودند که بعد از فتح مکه، دائماً با پیامبر گرامی اسلام(ص) بودند و منتظر یک فرصتی بودند تا رسول خدا(ص) را به قتل برسانند. ولی در جریان غزوه حنین لحظه‌ای که می‌خواستند در شلوغیِ جنگ، به پیامبر(ص) ضربه بزنند، با یک کلام رسول خدا(ص) متحول شده و برگشته و از قصد خود توبه کرده‌اند و پای رکاب پیامبر(ص) نبرد کرد‌ه‌اند. 

باید اربعین را با ادبیات گوناگون روایت کنیم / فقط با ادبیات دینی، هیأتی یا انقلابی از اربعین صحبت نکنیم

  • می‌توان برخی اعمال خاص مؤمنین را برای مراتب عالی اهل تقوا تصور کرد، ولی برخی رفتارها و شعائر دینی هستند که باید به آنها در نهایت عمومیت(فراگیری) نگاه کرد، که امام حسین(ع) عموماً و اربعین حسینی خصوصاً همین ویژگی را دارد.
  • اما برای اینکه این امر تحقق پیدا کند، چه‌کار کنیم؟ باید اربعین را با ادبیات گوناگون روایت کنیم. فقط با ادبیات هیأتی‌ها از اربعین صحبت نکنیم. بلکه ضمن صیانت از حقیقت اربعین با انواع ادبیاتی که صنوف و سطوح مختلف اجتماع دارند با آن فکر می‌کنند و زندگی می‌کنند، از اربعین سخن بگوییم؛ مثلاً با ادبیاتی که روشنفکرها در فضای خاصّ خودشان دارند، ادبیاتی که فقیهان با اصطلاحات خاصّ خودشان دارند، با ادبیاتی که آزادگان جهان یا صنعتگران جهان دارند.  
  • باید سعی کنیم اربعین را با انواع ادبیات معرفی کنیم، حتی این ادبیات نباید صرفاً دینی یا انقلابی باشد. البته وقتی با ادبیات دیگران، عاشورا و اربعین امام حسین(ع) را توصیف می‌کنیم، باید مراقب باشیم که مبادا آن را تحریف کنیم. ولی آن اصل تعمیم اقتضا می‌کند که ما این کار را انجام دهیم.
  • ممکن است خیلی از جوان‌ها باشند که با هیات‌های مذهبی ارتباط برقرار نکرده باشند، ولی باید بتوانند راحت‌تر از هیات‌های مذهبی، با اربعین ارتباط برقرار کنند. ممکن است ما در هیات‌ها توانایی جذب آنها را نداشته باشیم ولی امام حسین(ع) در اربعین، توانایی جذب آنها را دارد. آنها باید کلماتی از جنسِ فکر و روحیات خودشان در توصیف اربعین بشنوند تا جذب شوند.
  • واقعاً اربعین با انواع ادبیات، قابل توصیف و تبیین است. بنده کسانی را دیده‌ام که مسلمان نبوده‌اند، ولی آمده‌اند و اربعین را دیده‌اند و تحت تأثیر شکوه اربعین قرار گرفته‌اند. و برخی نیز حقایقی از اربعین را تنها از طریق رسانه‌ها دریافت کرده‌اند که انصافاً حقایق نابی بوده‌اند.

حماسۀ عاشورا و اربعین تحریف‌شدنی نیست

  • طبیعی است که اربعین جهت خاصی دارد - هرچند با ادبیات مختلف بیان شود- و هیچ کس نمی‌تواند این جهت خاص را حذف کند. حتی اگر کسی بخواهد حماسۀ عاشورا یا اربعین را تحریف کند، نخواهد توانست. عاشورا تحریف‌شدنی نیست یا لااقل به این سادگی نمی‌شود عاشورا را تحریف کرد. هر کسی با هر قصد و نیّتی به سراغ عاشورا بیاید، نمی‌تواند زیاد از عاشورا برداشت غلط بکند. البته جریان‌های فکری مختلف تلاش خود را برای تحریف عاشورا انجام داده‌اند ولی اساساً عاشورا تحریف‌پذیر نیست.
  • مثلاً اگر کسی بخواهد اباعبدلله(ع) و واقعه عاشورا را تحریف کند و از آن یک اسلام آمریکایی به‌دست بیاورد، تا چه حد می‌تواند در این تحریف جلو برود؟ آیا می‌تواند بگوید که مثلاً علی اصغرِ حسین(ع) از دشمن تیری نخورده است و از دست امام حسین(ع) روی زمین افتاده و از دنیا رفته است؟! آیا می‌تواند برائت خودش را نسبت به حرمله سلب کند؟ بالاخره مردم عقل و فطرت دارند و متوجه می‌شوند که اگر کودک‌کشی در کربلا جنایت بوده، کودک‌کشی در غزه هم جنایت است و کودک‌کشی توسط تکفیری‌ها در سوریه و عراق هم جنایت است. کافی است کسی روضۀ حضرت علی اصغر(ع) بخواند؛ او دیگر نمی‌تواند تحلیلِ تحریف‌شدۀ خودش را به مردم منتقل کند. روضه اباعبدلله(ع) کار خودش را با فطرت‌های پاک انسان‌ها انجام می‌دهد.
  • ضمن اینکه انسان از برداشت‌های ناثواب- مثلاً در بین روشنفکرهای غربزده یا متحجرین متصلب- دربارۀ کربلا متاسف می‌شود، ولی چندان ملالی نیست. امام حسین(ع) دارد مردمِ خودش را پیدا می‌کند و مرام خودش را دارد منتقل می‌کند.

اهل رسانه به گشوده‌تر شدن درهای حماسۀ عاشورا و اربعین به روی جهانیان کمک کنند

  • درهای کربلا و حماسۀ عاشورا در اربعین به روی جهانیان گشوده شده است و شما(اهالی رسانه) باید به گشوده‌تر شدن این درها کمک کنید و بگذارید همه –با هر فکر و اندیشه‌ای که دارند- بیایند و با آن ارتباط برقرار کنند. حداقل اثری که کربلا در آنها خواهد گذاشت به نفع جبهۀ حق است. حتی اگر برخی تلاش کنند فلسفۀ عاشورا و اربعین را تحریف کنند.
  • در حماسۀ اربعین –که دنبالۀ حماسۀ عاشوراست- زیبایی‌هایی وجود دارد که کسی نمی‌تواند چشم خودش را به روی آن ببندد. البته درست است که انقلابیون از این حماسه بزرگ، نتیجۀ مورد نظر خودشان را می‌گیرند و مقاومت‌شان محکم‌تر می‌شود و برای استکبارستیزی روحیه می‌گیرند. اما بقیه هم لااقل سیاهی لشکر این مقاومت خواهند شد. این همان رحمت واسعۀ الهی است که علاقمند است همه را در برگیرد.

بسیاری از نخبگان فرهنگی ما هنوز عظمت حماسه اربعین را درنیافته‌اند/ جای برخی ذاکرین حسین(ع) در پیاده‌روی اربعین خالی است

  • غیر از کسانی که اربعین را در پیاده‌روی شهود کرده‌اند و در متن حماسۀ پیاده‌روی اربعین حضور داشته‌اند، عموم مردم ما هنوز عظمت پیاده‌روی اربعین را در نیافته‌اند. نه تنها عموم مردم بلکه بسیاری از نخبگان فرهنگی و معنوی جامعۀ ما هنوز عظمت حماسه اربعین را درنیافته‌اند؛ حتی نخبگانی که در موضوع امام حسین(ع) فعالیت می‌کنند. بنده در این سال‌ها جای برخی از ذاکرین اهل‌بیت(ع) را در این حماسۀ اربعین خالی می‌بینم و احساس می‌کنم که سینه‌زنان اباعبدالله(ع) در این مسأله جلو افتاده‌اند.
  • کسانی که در طول زندگی‌شان سر سفره امام حسین(ع) می‌نشینند؛ که شامل تمام سیاسیون کشور ما هم می‌شود-چون سیاسیون هم به برکت این انقلاب بر سر سفرۀ امام حسین(ع) نشسته‌اند- همچنین شامل عناصر فرهنگی به ویژه هیأتی‌ها می‌شود. برای اینها موقعیتی به نام «پیاده‌روی اربعین» پیش آمده است که خودشان را ذره‌ای در میان انبوه جمعیت ببینند و به تشکر از امام حسین(ع) بپردازند. واقعاً حیف است که اینها در اربعین برای عرض تشکر و تجدید عهد و بیعت با امام حسین(ع) به کربلا نرود.

هر کسی می‌تواند، در پذیرایی زائرین اربعین مشارکت کند/در طوفان کاترینا ۴میلیون ولی در اربعین ۲۰۰میلیون وعدۀ غذایی توزیع شده

  • هنوز بسیاری از کسانی که حاضرند در راه امام حسین(ع) هزینه کنند، عظمت اربعین را درنیافته‌اند و حضور کمرنگی در پذیرایی از زائران اربعین دارند. هر کسی که می‌تواند، در پذیرایی زائرین اربعین مشارکت کند و این توفیق عظیم را از دست ندهد. بسیاری از خیّرینی که در ایران اسلامی هستند، هنوز متوجه نشده‌اند که ماجرا از چه قرار است. این میعادگاه باعظمت طبیعتاً نیاز به پشتیبانی دارد. البته پشتیبانی‌کنندگان قبل از پذیرایی‌شوندگان، توسط امام حسین(ع) مهیا شده‌اند ولی کسانی که توانایی دارند از این قافله جا نمانند. و شما(اصحاب رسانه) باید این اطلاع‌رسانی را انجام دهید.
  • صدای اربعین تا آن‌سوی دنیا هم رفته است. در برخی مقالات -در ایندیپندنت یا برخی مجلات دیگر- یکی از نکاتی که دربارۀ پیاده‌روی اربعین زده بودند این بود که اگر می‌خواهید اسلام حقیقی را بشناسید، بروید اربعین را ببینید و اگر خواستید داعش را بشناسید، باز هم بروید در اربعین و دشمنان داعش را ببینید. در طوفان کاترینا، دولت آمریکا ۴میلیون وعدۀ غذایی داد، ولی در اربعین ۲۰۰ میلیون وعدۀ غذایی توزیع می‌شود که تماماً توسط خیّرین است.

برای پنهان کردن حماسۀ اربعین هزینه‌های زیادی در جهان صورت می‌گیرد

  • در همین مقاله می‌گوید: شما برای یک تظاهرات چندهزار نفره، تمام جهان را تحت پوشش خبری قرار می‌دهید، ولی برای بزرگترین واقعۀ انسانی در تاریخ، کمترین پوشش خبری را می‌دهید!
  • برای پنهان کردن حماسۀ اربعین هزینه‌های زیادی در جهان صورت می‌گیرد. این مقدار پنهان‌سازی طبیعی نیست. و الا اگر به روال طبیعی بود، این باید بزرگترین خبر جهان می‌شد. اما در ایران اسلامی-دربارۀ این موضوع- غفلت می‌شود. شاید به این دلیل که امام حسین(ع) دوست ندارد کسی برایش دستوری و بخش‌نامه‌ای کار کند. کسی که می‌خواهد کاری در این زمینه انجام دهد، باید امام حسین(ع) به او توفیق بدهد.

امید است حماسۀ زیارت اربعین مقدمۀ حماسۀ ظهور باشد/ پیاده‌روی اربعین یک رسم عربی نیست؛ یک رسم دینی است

  • حماسۀ زیارت اربعین ادامه حماسۀ عاشوراست و امید است که مقدمۀ حماسه ظهور باشد و هر کسی با هر نگاهی به اربعین نگاه کند می‌تواند این پیوند را احساس کند.
  • حماسۀ اربعین به شدت مردمی و دینی است. پیاده‌روی برای زیارت یک رسم عربی نیست، بلکه یک رسم کاملاً دینی است. اصلاً برای عرب‌ها بزرگداشت اموات، مثل ما ایرانی‌ها مهم نیست. از نظر فرهنگی ما ایرانی‌ها بیش از عرب‌ها برای اموات خودمان بزرگداشت می‌گیریم. اما پیاده‌روی برای زیارت ریشه‌های کاملاً دینی دارد. در روایات، پیاده‌روی برای زیارت خانۀ خدا(وسائل الشیعه/۱۱/۸۰)، پیاده‌روی برای زیارت ائمۀ هدی(ع)(تهذیب الاحکام/۶/۲۰) و به ویژه در مورد کربلا (کامل الزیارات/ص۱۳۲ و ۱۳۴)، آن‌قدر برایش فضیلت شمرده شده است که باید به این نتیجه برسیم که ائمۀ هدی(ع) از روز اول برای چنین آثاری نقشه داشته‌اند که امروز دارد خودش را نشان می‌دهد. باید بگوییم این‌همه اجری که برای پیاده‌روی ذکر کرده‌اند، حتماً مقصودشان این بوده که میلیون‌ها نفر در بیابان‌ها، اطراف حرم امام حسین(ع) تجمع کنند. و امام حسن عسکری(ع) به عنوان آخرین امام قبل از دوران غیبت، با یک اشاره کار را تمام کرد(عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ‏ صَلَاةُ الْخَمْسِینَ وَ زِیَارَةُ الْأَرْبَعِینَ‏ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ؛ تهذیب الاحکام/۶/۵۲) و میعادگاهی به نام اربعین درست کرد. این یک رسم کاملاً دینی است، یک رسم عراقی یا عربی نیست.

تحول ملت‌های جهان، برای اربعین حسینی می‌تواند از علائم ظهور تلقی شود

  • قبلاً بیشتر، علما به این امر(پیاده‌روی اربعین) اهتمام داشتند ولی چرا این رسم الان این‌قدر در میان مردم پا گرفته است؟ در اینجا غیر از تحلیل امام(ره) تحیلی دیگری نمی‌توان داشت. ایشان در دوران دفاع مقدس می‌فرمود: این دل‌ها متحول شده است و جوانانی که قبل از انقلاب می‌خواستند آنها را به فساد بکشانند الان آرزوی شهادت می‌کند و این تحول از علائم ظهور است. (...امروز مى‏بينيم كه اين جلوه‏ها حاصل شده است، و اين شوق و شعفها به لقاء اللَّه براى آنها حاصل شده است، و دست عنايت خداى تبارك و تعالى به سر اين ملت كشيده شده است، و ايمان آنها را تقويت فرموده است كه يكى از علائم ظهور بقية اللَّه- ارواحنا فداه- است؛ صحیفۀ نور/۱۶/۱۲۹)
  • بنده هم بر همان سیاق فرمایش امام(ره) می‌گویم که این تحول مردم و ملت‌های جهان، مسلمانان جهان و حتی غیرمسلمان‌ها برای اربعین امام حسین(ع) یک تحول عادی نیست؛ یک عنایتی است که می‌تواند از علائم ظهور تلقی شود.(به آن معنایی که حضرت امام(ره) فرمودند.

اگر اربعین را خوب به دیگران منتقل کنید، اجر شما در ذیل اجر حضرت زینب(س) قرار خواهد گرفت

  • شما(اصحاب رسانه) اگر اربعین را خوب به دیگران منتقل کنید، اجر شما در ذیل اجر حضرت زینب(س) قرار خواهد گرفت و از همان جنس خواهد بود.(البته نه به آن اندازه) ایشان برای حماسۀ امام حسین(ع) آن رنج‌ها را به خودشان تحمل کردند. ولی شما امروز بدون اینکه رنجی را تحمل کنید می‌توانید اجری از همان جنس ببرید. شما می‌توانید بگویید: اگر ما آن زمان نبودیم که حماسۀ عاشورا را منتقل کنیم، الان حماسۀ اربعین را دیدیم و آن را به دل‌ها منتقل کردیم.
  • کلمات حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری را در این خصوص مطالعه کنید. مقام معظم رهبری حدود ۸ سال پیش کلام عجیبی دربارۀ اربعین داشتند و فرمودند: «شروع جاذبه مغناطیس حسینی در روز اربعین است.» و الان داریم سخن ایشان را در عالم واقع می‌بینیم و می‌توانیم در متن آن قرار بگیریم.

کسانی که دلشان برای نورانیت دفاع مقدس تنگ شده، بروند وضع الان مردم عراق را ببینند

  • وقتی آمریکایی‌ها صدام را سرنگون کردند، شاید یک‌درصد هم احتمال نمی‌دادند که بیداری اسلامی از نوع حقیقی‌اش، در عراق پدید بیاید ولی از باب «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» اقدامات دشمنان و این جریان تکفیری‌ها، موجب تقویت جریان مقاومت و بیداری در عراق شده است به حدی که وقتی شما در لایه‌هایی از مردم عراق حضور پیدا می‌کنید، فضایی مانند دوران دفاع مقدس(بلکه بعضاً بهتر از آن) در بین آنها می‌بینید. کسانی که دلشان برای زیبایی‌ها و نورانیت دوران دفاع مقدس تنگ شده است، بروند وضع الان مردم عراق را ببینند.
  • سال گذشته در اربعین با اینکه جریان تکفیری‌ها این‌قدر گسترده در عراق حضور نداشتند، محکم‌ترین شعاری که واقعاً زمین و زمان را به لرزه در می‌آورد، دیگر لبیک یا حسین(ع) نبود، بلکه «لبیک یا زینب(س)» بود و این شعار و این فریادها معنادار بود، و اشاره به حرم حضرت زینب(س) داشت و اشاره به رزمندگانی داشت که برای دفاع از حرم به شهادت رسیده بودند. اشاره به آمادگی آنها برای دفاع از حرم داشت. 

ظلم‌هایی که به مردم عراق شده نتیجه‌ای جز بیداری و افزایش حس پیوندشان با امام حسین(ع) نداشته

  • این ظلم‌هایی که در طول تاریخ به مردم عراق شده است نتیجه‌ای جز بیداری و افزایش حس پیوند با امام حسین(ع) برای مردم عراق نداشته است. و شما در این ایام می‌توانید این را ببینید.
  • شاید یکی از زیباترین صحنه‌هایی که در اربعین به سهولت می‌توان دید، پیوندی است که بین مردم عراق و مردم ایران برقرار می‌شود. شما این پیوند را در اوقات دیگر نمی‌بینید. سال گذشته یکی از موکب‌دارها به ما می‌گفت: شما الان بیشترین زائر را در عراق می‌بینید که از همۀ جهان آمده‌اند و به‌طور طبیعی من باید بروم در مغازه‌ام در کنار حرم بایستم و پول در بیاورم، ولی کارم را تعطیل کرده‌ام و الان در مسیر زائرین اربعین موکب زده‌ام و تمام پولی که در طول سال در آورده‌ام با کمال میل دارم خرج شما می‌کنم.

زیارت اربعین در ارتقاء وضع فرهنگ دینی جامعۀ ما هم بسیار مؤثر است

  • حتی اگر کاری به شرایط منطقه و جهان هم نداشته باشیم، به لحاظ فرهنگی اگر جوانان ما به یک چنین زیارتی بروند، چقدر در تحول روحی آنها مؤثر خواهد بود! چقدر از هزینه‌هایی که می‌خواهیم برای بازداشتن جوان‌ها از غرق شدن در تباهی صرف کنیم، جلوگیری می‌کند! چقدر می‌تواند –به‌جای بسیاری از منبرها و موعظه‌ها- در ارتقاء وضع فرهنگ دینی جامعۀ ما کارآمدی داشته باشد!
  • وقتی دیدار از مناطق دفاع مقدس، این‌همه تأثیر می‌تواند داشته باشد، وقتی بازگشت پیکرهای شهدای گمنام، می‌تواند این‌قدر تأثیر داشته باشد، حضور در اربعین امام حسین(ع) چقدر تأثیرگذار خواهد بود؟!

پیاده‌روی میلیونی اربعین اگر حرکتی سیاسی نبود، بایکوت نمی‌شد
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: پیاده روی اربعین اگر سیاسی نبود بایکوت نمی شود. یک جمع ۲۰ میلیونی به هر دلیلی راه بیفتد، تمام رسانه ها ۲۴ ساعته آن را پوشش می دهند اما این جریان را نشان نمی دهند.
پیاده‌روی میلیونی اربعین اگر حرکتی سیاسی نبود، بایکوت نمی‌شد

به گزارش پایگاه اینترنتی بسیج، حسن رحیم‌پور ازغدی در بخش پایانی همایش ملی اربعین؛ ظرفیت‌های فرهنگی و تمدنی کنگره عظیم اربعین حسینی که لحظاتی قبل در سالن سوره حوزه هنری برگزار شد، گفت: راهپیمایی میلیونی اربعین یکی از اولین تجربه‌ها در کار هیأتی آکادمیک است که به شیوه محققانه دارای برجستگی‌های کم‌نظیر، بلکه بی‌نظیر است که در فرهنگ اسلامی ـ شیعی حضور دارد.

وی اظهار داشت: نمونه‌ای شبیه راهپیمایی اربعین در هیچ مکتب دیگری وجود ندارد و ما باید قدر این واقعیت‌های مملو از حقیقت را بیش‌تر بدانیم و حوزه و دانشگاه به شیوه‌ای آکادمیک راهپیمایی را مطالعه و بررسی کرده، آن را مبنای نظریه‌پردازی و سکوی عمل‌گرایی قرار دهند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان کرد: مهم‌ترین رویکرد عمل‌گرایانه در این شرایط مسئله تمدن‌سازی معاصر است. از این رو عنوانی که دوستان برای این همایش انتخاب کرده‌اند از چند جهت تهدیدکننده است برای کسانی که در ابعاد گوناگون راجع به یک مسئله اجتماعی دین بیندیشند.

وی با بیان اینکه بُعد تمدن‌سازانه راهپیمایی اربعین به چند ذره‌بین با هم نیاز دارد، گفت: در سخنان امروز خود به  4-5 بُعدی که در اربعین حسینی وجود دارد و به‌نحوی می‌تواند در حوزه نظریه‌پردازی تمدن‌سازانه مورد توجه قرار گیرد، اشاره می‌کنم.

* حضور 2 هزار نفری کشورهای اروپایی در پیاده‌روی اربعین

رحیم‌پورازغدی ابراز داشت: در سفری که اخیراً به سه کشور اروپایی داشتم، مشاهده کردم که آنها نیز برای حضور در راهپیمایی اربعین ثبت‌نام می‌کنند؛ در لاهه هلند جمعیت هزار نفری مسلمانان شیعه و غیرشیعه، در آلمان صدها نفر همچنین در ایتالیا نیز که جمعاً بیش از 2 هزار نفر برای شرکت در راهپیمایی عظیم اربعین ثبت‌نام کردند.

وی افزود: اکنون درباره پدیده‌ای صحبت می‌کنیم که در درجه اول یک پدیده شیعی تعریف می‌شود، اما وقتی که با مقیاس‌های فراشیعی و فرادینی به آن نگاه می‌کنیم، راهپیمایی اربعین یک حادثه استثنایی در جهان به‌شمار می‌رود.

این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی به بیان تضادهای اصلی در حوزه تاریخ و حوزه علوم اجتماعی با راهپیمایی اربعین پرداخت و گفت: راهپیمایی اربعین، سیاسی‌ترین راهپیمایی جهان است، اگر سیاسی نبود، بایکوت نمی‌شد. به طور مثال یک جمع یک میلیونی که یک بیستم جمعیت 20 میلیونی اربعین را در نظر بگیریم که تنها 20 کیلومتر در هر جای دنیا راه بیفتد، تمام رسانه‌های دنیا 24 ساعته حرکت این جمعیت اندک را پوشش می‌دهند، اما در خصوص راهپیمایی اربعین سکوت کرده و گزارشی را اعلام نمی‌کنند.

وی عدالت و اختیار، عدالت و آزادی، جنسیت و عفت، عزا و بهجت، ریسک‌پذیری، رقابت بر سر ایثار، برنامه‌ریزی عاشقانه، ریاضت و سازندگی، فایده‌گرایی و عقلانیت را از جمله تضادهای مکاتب جهان برشمرد که تمامی این ویژگی‌ها در پیاده‌روی اربعین وجود دارد.

رحیم‌پور ازغدی تصریح کرد: وقتی از بُعد مادی و علمی به راهپیمایی اربعین می‌نگریم، این حرکت یک امت است و یک امت از حالت سکون به حرکت درمی‌آید که مفاهیم بسیاری به لحاظ انسانی در آن تغییر می‌کنند، مانند مفهوم مالکیت و ایثار؛ در این جمع 20 میلیونی هیچ‌کس خودش را مالک چیزی نمی‌داند.

وی ادامه داد: در راهپیمایی اربعین قطع همه وابستگی‌های اعتباری و حقیقی اتفاق می‌افتد و مفهوم ریسک‌پذیری، خطرپذیری در ابعاد 20 میلیونی در جهان سابقه ندارد و رقابت بر سر ایثار را مشاهده می‌کنیم، به‌طوری‌که حتی افراد فقیری که در طول سال بیش از 2-3 مرتبه توان تهیه یک غذا را ندارند، اما همه داروندار خود را به زائران حسینی می‌بخشند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه التماس معکوس در این راهپیمایی مشاهده می‌شود، اظهار داشت: همه جای دنیا گدایی می‌کنند تا چیزی به‌دست آورند، اما در راهپیمایی اربعین التماس می‌کنند تا همه چیز خود را به زائران حسینی بدهند و این می‌تواند مبنای تمدن جدیدی باشد.

وی ابراز داشت: یکی از ویژگی‌های کسانی که در پیاده‌روی اربعین شرکت می‌کنند، داشتن برنامه‌ریزی عاشقانه است و با وجود اینکه جنسیت‌های مختلف در این راهپیمایی شرکت می‌کنند، اما عفت در جای جای این تجمع موج می‌زند، به‌طوری‌که انسان‌های مختلف صدها کیلومتر پا به پای هم، همراه هم حرکت می‌کنند، به دور از یک نگاه غیرانسانی و جنسیتی.

* راهپیمایی اربعین، نوعی پلورالیزم حسینی از نوع تسامح و برادری

رحیم‌پور ازغدی تأکید کرد: جمع شرکت‌کننده در راهپیمایی میلیونی اربعین با وجود اینکه عزادارند و در عزای حسین(ع) حرکت می‌کنند، اما غم و غصه‌ای که انسان را خُرد کند، نمی‌بینیم. عزاداران مسرور و مبتهج دارای انرژی، اراده، انسجام بوده و آماده انجام کاری سخت و خطرپذیر هستند و ما اقسام این دوگانه‌ها را در میان عزاداران حسینی مشاهده می‌کنیم.

وی خاطرنشان کرد: مذاهب و ادیان مختلف اما در عین وحدت در پیاده‌روی اربعین حضور دارند و فقط شیعه اثنی عشری نیست بلکه افرادی از اهل تسنن از مذاهب گوناگون، سلفی‌ها(کسانی که با شیعه مشکل دارند) از باب اینکه امام حسین(ع) را به عنوان محبوب پیامبر اکرم(ص) قبول دارند به راهپیمایی می‌آیند و در واقع راهپیمایی اربعین، نوعی پلورالیزم حسینی از نوع تسامح و برادری و به رسمیت شناختن تفاهم و برادری است.

وی با اشاره به جریان اجازه یکی از افراد در ظهر عاشورا از امام حسین(ع) برای ترک کربلا، گفت: یکی از افراد دقیقاً هنگام ظهر عاشورا نزد حضرت سیدالشهدا(ع) آمده و گفت: آیا اگر به جای 72 نفر، 73 نفر شهید شوند، تفاوتی می‌کند یا خیر و آیا می‌ارزد که بنده در کنار اصحاب شما به شهادت برسم؟ امام حسین(ع) فرمودند: می‌توانی بروی و او به شهر خویش بازگشت.

* تفاوت عقلانیت در حوزه نظر و عقلانیت در حوزه عمل

رحیم‌پور ازغدی ابراز داشت: باید در سنجیدن چیزی چرتکه انداخت و ببینیم با کدام مقیاس می‌سنجیم. ارزیدن و ارزش، ملاک‌اش چیست. با ملاک‌های مادی، خیر نمی‌ارزد. سؤال آن فرد در ظهر عاشورا یک سؤال زیباست که هم‌اکنون هم قابل طرح است.

وی به بیان تفاوت عقلانیت در حوزه نظر و عقلانیت در حوزه عمل پرداخت و گفت: عقلانیت در حوزه نظر، یعنی معیار برای مطابقت با واقع، کشف حقیقت و عقلانی دیدن جهان، یعنی توصیف غلط نداشتن از جهان، اما در حوزه عمل، عقلانیت همان عقل عملی است. اینکه ما درست محاسبه کنیم چه چیزی به چه می‌ارزد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان کرد: برخی نفسانیت را با عقلانیت اشتباه می‌گیرند. آیا کسی که می‌گوید دنیا را بر آخرت ترجیح بده، عاقل است؟ ما تعریف مادی عقلانیت را قبول داریم، اما سنگ ترازوی ما فرق می‌کند، با این تفاوت که سود و ضرر انسان را در چه لحاظ کنیم.

وی یادآور شد: حرکت امام حسین(ع) در ‌ظهر عاشورا عین عقلانیت است، کسی که در کربلا ماند، سود کرد و عاقل است و کسی که فرار کرد، سفیه است؛ چراکه خداوند متعال می‌فرماید: کسی که خدا را از محاسباتش کنار می‌گذارد، عاقل نیست.

* چه نوع تمدن و تمدن‌سازی‌ای عاقلانه و مفید است

رحیم‌پور ازغدی در پایان در بخشی از سخنان خود به این سؤال پاسخ داد که «چه نوع تمدن و تمدن‌سازی‌ای عاقلانه و مفید است» و ادامه داد: یک منطقی است که هدف را مطلق فرض می‌کند؛ در منطق مادی، هدف منطق ندارد و اهداف به‌طور کلی نفسانی‌اند و عقل فقط در حوزه ابزار به کار می‌رود.

وی اظهار داشت: بزرگ‌ترین فیلسوفان جهان معتقدند اینکه عقل حاکم است بر غریزه، دروغ است و عقل را خادم غریزه می‌دانند و اینجا این سؤال مطرح می‌شود که آیا وسایل و ابزاری که برای رسیدن به هدف تعریف می‌کنیم، ‌عقلانی است؟ آنها معتقدند ابزار باید عقلانی باشد و خیلی هم دقیق به آن می‌نگرند، اما عقلانیتی برای هدف قائل نیستند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تأکید کرد: در منطق اسلامی، اهداف و ابزار قابل عقلانی و واجد عقلانی شدن هستند و ما در مسائل مختلف باید حداقل برای خود، حجت داشته باشیم.

وی در پاسخ به این سؤال که بعضی‌ از افراد معتقدند، حرکت امام حسین(ع) و هدف ایشان عقلانی نبود و البته ابزارش هم عقلانی نبود، گفت: وقتی هدف غیرعقلانی فرض شد، فاقد اطلاعات مفید و لازم حق برای رفتار خود در ریسک‌پذیری خواهد بود و هرچه درجه ریسک‌پذیری بالا و پایین رود، می‌توان گفت که چرا می‌ارزد یا نمی‌ارزد، بنابراین حرکت امام حسین(ع) و هدفش هر دو عقلانی هستند.

رحیم‌پور ازغدی ابراز داشت: راهپیمایی عظیم اربعین، دعوت بشریت به اسلام و دعوت مسلمین به اسلام و قرآن است، همچنین تفکیک حق و باطل و نه حتی تحمیل حق که امام حسین(ع) نیز حق انتخاب را به همه افراد در ماندن یا رفتن داد.

 


بسم الله الرحمن الرحیم

 چند پرسش و پاسخ مهم از درس آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس

 

دلایل  و اثر اخراج و اعدام بعضی از فرماندهان ارتش در آغاز انقلاب بر تجاوز عراق چه بود؟

 

اعدام تعدادی از فرماندهان ارتش در آغاز انقلاب به دلیل دست داشتن آنان در جنایات متعدد از جمله کشتار مردم در 17 شهریور خونین تهران و اقدام به براندازی نظام نو پای جمهوری اسلامی با برنامه ریزی برای اجرای کودتا که به خواست خداوند متعال ناموفق بود.

 

درباره تاثیر اعدام و اخراج بعضی از فرماندهان ارتش در هنگام تجاوز رژیم بعثی عراق باید گفت اگرچه این امر تا حدی صدام و فرماندهان عراق را تشجیع کرد ولی اولا وجود فرماندهان خائن و وطن فروش که اتفاقا تعدادی از آنها بعد از لو رفتن کودتا به عراق پناهنده شدند نمی توانست برای میهن اسلامی مفید باشد . در ثانی بخش بسیاری از عدم توانایی ارتش در انجام وظیفه به هنگام تجاوز عراق به تصمیمات نابخردانه دولت موقت مرحوم بازرگان در فرو پاشی ارتش در نیرو و تجهیزات و همچنین فرماندهی کل قوا بنی صدر مخلوع باز می گردد. اگر ندانم کاری های دولت موقت در لغو قرار دادهای نظامی با طرفهای غربی و تحلیل توان دفاعی ارتش با تجزیه نیروهای کادر و تقلیل خدمت وظیفه نبود و اگر بنی صدر خائنانه در عوض درگیری های مضر و وحدت شکن سیاسی در صدد انسجام و افزایش توان ارتش برمی آمد و اجازه می داد سپاه پاسداران و نیروهای مردمی درکنارارتش در امر دفاع مشارکت فعال داشته باشند در آن صورت اعدام چند فرمانده خائن نظامی که یک ضرورت انقلابی و نظامی بود جلب توجه نمی کرد.

 

 درباره صلح خواهی صدام و پرداخت خسارات جنگ توسط اعراب توضیح دهید؟

 

صلح طلبی صدام پس از آزادسازی خرمشهر توسط رزمندگان اسلام آغاز شد . وقتی ایران توانست با همت رزمندگان خود بیش از 10هزار کیلومتر مربع از مناطق اشغال شده را از دشمن باز پس گیرد و در این فتوحات ضربه سنگینی به ارتش مزدور عراق وارد کند و 35 هزار نفر از آنان را به اسارت بگیرد. صدام در حالی که هنوز بخشهایی از سرزمین اسلامی در غرب کشور را در اشغال خود داشت ادعای طلح طلبی کرد . رژیم بعث عراق تا پایان جنگ و پس از پذیرش قطعنامه رسما هیچگاه حاضر به پذیرفتن مسئولیت تجاوز و عقب نشینی به خاک خود نشد. همچنین اعراب هیچگاه از ادعاهای پوچ خود از جمله تملک جزایر ایرانی خلیج فارس دست برنداشتند و تا پایان جنگ به حمایتهای سیاسی، نظامی و اقتصادی از رژیم عراق ادامه دادند. کشورهای عرب خلیج فارس در سالهای جنگ حاضر نشدند حتی یکبار تجاوز عراق را به سرزمین ایران تایید کنند ولی میلیاردها دلار به این رژیم متجاوز کمک کردند.

 

علت تاخیردر پذیرش قطعنامه598 چه بوده است؟

 

قطعنامه 598 شورای امنیت با توجه به اوضاع نظامی جبهه های جنگ که نشان از برتری کامل ایران  داشت بر خلاف قطعنامه های قبلی تا حد زیادی مبتنی بر واقعیت بود ولی به دلیل دشمنی و خباثت قدرتهای بزرگ با انقلاب اسلامی بسیاری از حقوق ملت ایران در آن گنجانده نشده بود از جمله تعیین متجاوز و تعیین غرامت به آینده موکول شده بود و

 

 چرا رزمندگان اسلام پس از پایان جنگ از نتیجه راضی نبودند؟

 

علت نارضایتی امام خمینی (ره) و رزمندگان اسلام در پذیرش قطعنامه 598 عدم تحق اهداف دفاع مقدس به خصوص مجازات متجاوز و نابودی کامل دشمن و فتنه گران مستکبر بود که البته همانطور که امام مژده داده بود بعد از آن بخشی از آن تحقق پیدا کرد و بخشی دیگر به قدرت الهی محقق خواهد شد.

 

  آیا اهداف امام ، رزمندگان و شهدا در ابعاد داخلی و خارجی پس از سال ها تحقق پیدا کرده است؟

 

در بعد داخلی با تمام تلاشها در پشرفت علوم و کسب قدرت بازدارندگی ولی ترویج ارزشهای دینی ، اجرای عدالت اجتماعی و توسعه پایدار هنوز تحقق پیدا نکرده است ولی در بعد خارجی به خواست خدا و برکت خون شهدا قدرت راهبردی انقلاب اسلامی به شدت گسترش داشته است و می توان اذعان کرد امپراطوری ایران اسلامی در حال شکل گیری است.

 

 برای مقابله با استفاده سلاحهای شیمیایی توسط عراق چرا از سوی مجامع جهانی اقدام عملی صورت نگرفت؟

 

از آن جاکه قدرتهای استکباری، خود به نوعی متولی و هدایت کننده مجامع جهانی  هستند و همانها تجهیز کننده و مشوق عراق در استفاده از سلاحهای شیمیایی برای جلوگیری از پیروزی های رزمندگان اسلام بودند بنابراین انتظار از آنان برای اقدام موثر خام اندیشی است.

 

 

 

 چرا نسل امروز در مقابل فراموشی ارزشها واکنش خوبی نشان نمی دهد؟

 

فراموشی ارزشها شامل همه نسل امروز نمی شود، بخش قابل توجهی به ارزشهای دینی و هنجارهای اخلاقی پایبند هستند. ولی باید پذیرفت با کمال تاسف گروهی هم به  بعضی دلایل مانند نسل اول و دوم انقلاب به فرهنگ اسلامی وفادار نیستند.

 

1-     عدم تربیت صحیح در خانواده، نازپروری و یکی یک دانه بودن.

 

2-     عدم صداقت و پایبندی والدین به اخلاقیات یا استحاله فرهنگی به دلیل رفاه طلبی

 

3- اثر پذیری از رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی بیگانه مانند: ماهواره ، شبکه های اجتماعی

 

3-     بی انگیزگی و نومیدی به دلیل اوضاع بد اقتصادی ، بیکاری

 

4-     بالا رفتن سن ازدواج به دلیل مشکلات مالی و تغییر سبک زندگی

 

5-     جدی نگرفتن جوانان در مسئولیت های اجتماعی و مدیریت های کلان

 

6-     فزونخواهی؛ اشاعه اندیشه غلط "کشور برای ما چه کرده است؟ به جای ما برای وطن چه کرده ایم؟"

 

 

 

 مجامع بین المللی پس از فسخ قرارداد 1975 الجزیره توسط عراق چگونه برخورد کردند؟

 

هیچکدام از مجامع بین المللی اقدام شایسته و بایسته ای انجام ندادند. شورای امنیت سازمان ملل متحد پس از یک هفته از آغاز حمله صدام به ایران و عدم موفقیت و توقف عراق در پشت دیوارهای خرمشهر بیانیه غیرالزام آوری صادر کرد که تاثیری در ادامه تجاوز نیروهای متجاوز نداشت.

 

 دستگاه دیپلماسی کشور به خصوص وزارت خارجه در حل مسائل جنگ ضعیف بوده است چرا؟

 

اولاً مسئولان دیپلماسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مصادر امور نصب شده بودند بنابراین اگرچه متعهد بودند اما از تجربه لازم برخوردار نبودند. ثانیاً ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی به دنبال تثبیت اهداف انقلاب بودند از این رو اصولا پیگیری اهداف انقلاب اسلامی که تحول ساز است با دیپلماسی که محافظه کار است تناسب ندارد. ثالثاً طبیعی است مسایل جنگ زمانی می توانست از راه دیپلماسی حل شود که طرف مقابل ظرفیت های لازم را ایجاد می کرد. بلوک شرق و غرب و کشورهای عربی خلیج فارس که در ایجاد و ادامه جنگ نقش اساسی داشتند تا استیصال و درماندگی کامل با قطعنامه 598 موافقت نکردند.

 

 

 

 اگر بنا به تصرف خاک عراق نبود چرا جنگ 8 سال طول کشید؟

 

در هیچ مقطعی از جنگ رهبری انقلاب و ملت ایران و رزمندگان اسلام به دنبال تصرف خاک عراق با هدف تجزیه و الحاق آن به خاک ایران نبودند و چه بسا از آن کراهت داشتند زیرا مستلزم قتل انسانهای بیگناه و تخریب اموال و در نهایت ایجاد کینه و نفرت می شد؛ اما با نظرکارشناسان نظامی تنها راه احقاق حقوق ملت ایران برای محکومیت متجاوز و مجازات وی و عقب نشینی کامل از خاک ایران و تعیین خسارت، ادامه جنگ تا پذیرفتن شرایط ایران توسط مسببان آن و داعیه داران صلح جهانی در شورای امنیت سازمان ملل متحد بود که با صدور قطعنامه 598 تحقق پیدا کرد.

 

 صلح بین ایران و عراق از سوی کدام کشور پیشنهاد شد و نتیجه آن چه بود؟

 

اولین کشوری که پیشنهاد صلح را طرح کرد عراق و شخص صدام بود. دولت متجاوز عراق پس از آنکه متوجه شد لقمه بسیار گنده تر از دهان خود برداشته است و نزدیک است خفه شود با حیل و ترفندهای مختلف سعی می کرد با ادعای صلح طلبی خود را از عواقب غیرمنتظره جنگ دورکند و بعد از آن کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به خصوص عربستان که از تبعات آن بیمناک بودند به دنبال صلح و پایان جنگ برآمدند. ولی واقعیت آن است با توجه به آنکه برانگیزانندگان آتش جنگ به دلیل منافعی که ادامه جنگ برای آنان داشت تا پیروزی قریب الوقوع رزمندگان اسلام هیچگاه تمایلی به پایان جنگ نداشتند. آمریکا و صهیونیستها با ادامه یافتن جنگ هم به کشورهای منطقه سلاح می فروختند و هم به دست مسلمانان بزرگترین کشور و نیروی انقلابی در منطقه (ایران) را تضعیف می کردند.

 

 

 

  آیا پس از جنگ اقدامی برای احقاق حقوق جانبازان و یا درخواست غرامت کرده ایم؟

 

 واقعیت این است که در زمینه احقاق حقوق جانبازان شیمیایی و دریافت غرامت جنگ ، کار زیادی صورت نگرفته است که البته بخشی به اوضاع بین المللی و منطقه ای مرتبط است.

 

 

 

 انگیزه جوانان برای حضور در جنگ چه بود؟

 

انگیزه جوانانی که داوطلبانه با عنوان بسیجی در جنگ حضور پیدا می کردند با توجه به اسناد و مدارک موجود از جمله مصاحبه ها و وصیت نامه شهدا بی شک دفاع از اسلام و اطاعت از امر رهبر و ولی فقیه  حضرت امام خمینی رحمت الله علیه بود.

 

 

 

  دستآوردهای مثبت جنگ بیشتر بود یا اثرات منفی آن ؟

 

دستآوردهای دفاع مقدس بسیار بیشتر از خسارتها بوده است. متاسفانه براساس آمار موجود تلفات جاده ای ما بیش از تعداد شهدا در سالهای جنگ بوده است. اگرچه می دانیم وجود مقدس هر رزمنده ای به خصوص شهدای عزیزمان گرانقدرتر از آن است که با هیچ چیز مقایسه شود. ولی ما با تقدیم شهدا به عزت و اقتدار اسلام و استقلال ایران دست پیدا کردیم که برای همیشه این کشور و ملت را در مقابل حوادث بیمه کرد و امکان توسعه و پیشرفت را برای ملت ایران فراهم کرد . بدون اغراق امروز ایران به مراتب بسیار از گذشته از اقتدار امنیت و توسعه فرهنگی و سیاسی برخوردار است.

 

 

 

چرا به رغم نیاز ملت ایران و بی لیاقتی اعراب باز به آنها کمک می کنیم؟

 

دولتهای عربی با ملتهای عرب دو مقوله جدا هستند و دولتهای خودفروخته با دولتهای خط مقاومت متفاوتند. براساس اصل وظیفه دینی و انسانی ما موظف به حمایت از مظلوم هستیم چه عرب و چه غیر عرب. براساس منافع ملی ما باید از ملتها و دولتهای جبهه مقاومت که در جنگ با استکبار و صهیونیست جهانی و وهابیت خبیث در مبارزه هستند و با ایران منافع  عمیق و راهبردی دارند دفاع کنیم در غیر اینصورت دچار خسران خواهیم شد. برای دفاع امنیتی و نظامی از کشور و ملت نباید خاکریزها را داخل سرزمین خودمان قرار دهیم دفاع از جبهه مقاومت دفاع از ایران است.

 

 


دعای ندبه دیدگاه
 

نیایش عاشقانه با مهدی منتظر

هر صبح جمعه ساعت 7

رشت مسجد ثامن الائمه بلوار معلم

هیئت عزاداری  شهدای جهاد علمی ؛ جهاد دانشگاهی گیلان 


استکبار جهانی و غرب به سرکردگی شیطان بزرگ آمریکا ‍‍پس از عدم کسب موفقیت در جنگ تحمیلی ۸ ساله، برای درهم شکستن توانمندیها و قابلیتهای انقلاب اسلامی در عرصه های مختلف اقدام به اجرای برنامه های متعددی کرد که همچنان ادامه دارد.

از مهمترین اهداف نظام سلطه در مقابله با پیشرفت روزافزون جمهوری اسلامی در منطقه، جلوگیری از نفوذ مردمی آن در بین ملتهای مسلمان و مظلوم منطقه و جهان بوده است.

از این رو دنیای استکبار در طول سالیان پس از انقلاب اسلامی، همواره تلاش کرده است با سیاه نمایی چهره نورانی و پاک نظام اسلامی ایران را کریه و مشوه نشان دهد تا ضمن فشار بیشتر بر ملت ایران و تقویت جبهه ضد انقلاب ، با ایجاد اختلاف در درون از جلوه کردن جذابیت های خیره کننده انقلاب الهی مردم شریف ایران جلوگیری کند.

از ابزار رایج که جبهه لیبرال دموکراسی غرب بارها از آن ناجوانمردانه علیه استقلال و ارزشهای اسلامی ملت ایران بهره برده است؛ موضوع حقوق بشرسازمان ملل است که به عنوان دستآویزی نخ نما شده همچنان در خدمت مثلث شوم زر و زور و تزویرقرار دارد. ثروت آل سعود، قدرت آمریکا و تزویر انگلیس دست به دست هم می دهند تا با گزارشهای نسنجیده ، خلاف واقع و مغرضانه آقای احمد شهید به اغراض شیطانی خود که ضربه زدن به حیثیت و اعتبار فراگیر جمهوری اسلامی در جهان است نائل شوند که البته زهی خیال باطل.

در حالی که مدعیان دروغین حقوق بشر در تمام ابعاد به معنای واقعی حقوق همه انسانها را حتی در قلمرو خود با شیوه های مختلف نقض کرده اند؛ اصرار دارند غیرانسانی ترین ناهنجاری های اخلاقی را به جای ارزش به فرهنگ جوامع تحمیل کنند تا از این راه با ترویج مد، مصرف گرایی، فساد و بی دینی منافع نامشروع خود را تامین کند.

جمهوری اسلامی ایران را به نقض حقوق بشر متهم می کنند احمد شهید گزارشگر سرسپرده معلوم الحال که بارها گزارشهای خلاف واقع و صهیونیست پسند او حقوق دانان بی طرف را نیز متحیر و متعجب کرده است اینک به دنبال اجرای پرده ای دیگراز نقش های مزورانه خویش است. بی شک همانطور که رهبر هوشمند و مقتدر انقلاب اسلامی اعلام کرده اند نظام اسلامی مدعی حقوق بشر است. در حالی که سالها مدعیان حقوق بشری غرب با مشارکت در جنایتهای سهمگین دستشان تا مرفق به خون انسانهای بی گناه از شرق تا غرب آلوده است و هنوز از آن جنایت ها طنین فریاد مظلومانه کودکان افغانستان ، عراق ، سوریه ، فلسطین و یمن … به گوش می رسد دم از نقض حقوق بشر در ایران می زنند.

اینان بدون توجه به اولین حقوق انسانی که حق انتخاب، استقلال و آزادی در رای می باشد؛ گستاخانه هر آنچه با منافعشان در ستیز باشد ضد حقوق بشر می شمارند. تعریف آنان از حقوق بشر حقوقی است که در چارچوب بی فرهنگی و بی ارزشی آنها تعریف می شود. آزادی را ولنگاری و بی دینی تعریف می کنند و استقلال را جدایی طلبی و نژادگرایی . در قاموس حقوق بشر غربی انسان باید آزاد باشد تا بهره برساند و منافع شرکتهای سرمایه داری را تامین کند نه اینکه آزاد باشد تا اندیشه کند و آزاده باشد.

مکتب مزورانه حقوق بشر غربی انسانها را خودخواهانه بدون رعایت تفاوتها و منافعشان برای خود و جهان بینی خود تعریف می کند. چگونه می توان پذیرفت تروریست ها، قاچاقچی ها و جاسوسان که علیه منافع ملی و امنیت یک ملت دست به خیانت و جنایت می زنند از سوی بزرگترین مرجع بین المللی سازمان ملل یعنی شورای حقوق بشر محق و مظلوم معرفی شوند؟

توجه به مقتضیات زمان و مکان اولین نکته در تهیه گزارش است؛ که همواره مغرضانه توسط احمد شهید بدان توجه نمی شود. و نکته آخر، بحث استفاده آمریکا از حربه حقوق بشر به منظور نفوذ و دخالت در اجرای عدالت در نظام اسلامی است. توافق هسته ای با کمال تاسف بستری مناسب برای نفوذ در لایه های قدرت و انقلاب را در صورت عدم توجه به رهنمودهای مقام معظم رهبری فراهم می کند. خطر اجازه ورود به احمد شهید برای دخالت و اعمال خواستهای شیطان بزرگ بسیار جدی تر از ورود به مراکز نظامی است. دولتمردان که تاکنون به حق در برابر نفوذ و مداخله خصمانه عامل دست استکبار ایستاده اند نباید اجازه دهند این بار این دزد شرافت و حقوق ملت ایران از پنجره وارد شود.

 


دعای ندبه دیدگاه

 

نیایش عاشقانه با مهدی منتظر

هر صبح جمعه ساعت 7/30

رشت مسجد ثامن الائمه بلوار معلم

هیئت عزاداری  شهدای جهاد علمی ؛ جهاد دانشگاهی گیلان

 

 


متن یادداشت اختصاصی روشن خبر به‌قلم دکتر سید احمد ذبیحی  هیأت علمی و استادیار جهاد دانشگاهی استان گیلان را در ذیل با عنوان «تاثیر علوم و معارف دفاع مقدس بر مهندسی فرهنگی جامعه اسلامی » می‌خوانید:

از سال۸۸ به همت سردار شهید احمد سوداگر و پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس و پس از تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی درس آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس به صورت درسی اختیاری برای دانشجویان سراسر کشور ارایه می شود. تا کنون بیش از یک میلیون دانشجو در سراسر کشور این درس را گذرانده اند.

اما آنچه موضوع بحث ما در این نوشتار است بررسی اجمالی اهداف و اثرات این درس در مهندسی فرهنگی جامعه اسلامی است. دفاع مقدس دارای سرمایه ای والا و دستآوردهای با ارزش بی شمار در عرصه های گوناگون اجتماعی است. که باید بازیابی و ترویج شود.

فرهنگ دفاع مقدس ارزشمندترین میراث شهیدان و جانبازان ملتی است که بی شک با افتخارترین برگ تاریخ میهنشان را قدرتمندانه در این دوره ورق زده اند.فرهنگ دفاع مقدس والاترین ارزشهای انسانی در یک زندگی الهی و اخلاقی است. ارزشهای دفاع مقدس سبک زندگی اسلامی را در دوره ای از تاریخ بشر ارائه می دهد که فرهنگ و ارزشهای غربی نتوانسته اند به رغم توسعه و پیشرفت گسترده در علوم مختلف سبک زندگی قابل قبولی که منافع و مصالح افراد جامعه را توامان در برگیرد ارایه کند. در جامعه غربی گاهی مصالح فرد و گاهی منافع جامعه فدای یکدیگر می شود. اما ارزشهای اسلامی دفاع مقدس منافع و مصالح فرد و جامعه را در راستای هم تعریف می کند و هیچکدام را فدای دیگری نمی کند. وقتی در سبک زندگی غربی از جانگذشتگی فرد برای جامعه ترجیح جامعه بر فرد تعریف می شود؛ در سبک زندگی ارزشی دفاع مقدس این از جان گذشتگی خود برترین امید و کمال برای سعادت فرد محسوب می شود قبل از آنک جامعه از آن بهره ها ببرد. از این روباید پذیرفت در این صورت هم فرد و هم جامعه به ترتیب از لذت و منافع آن بهره مند شده اند بدون اینکه یکی بر دیگری توفق یابد. هر دواصالت دارند و هر دو نیازها و مصالحشان لحاظ شده است. به شرطی که مدینه نبوی و علوی و مهدوی باز تعریف می شوند.

درس آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس در صدد است با باز تعریف زندگی فرد در جامعه نبوی و علوی او را برای زندگی برتر در جامعه مهدوی آماده کند تحلیل و شناخت کامل از جامعه نبوی و علوی نقطه آغاز تحول زندگی فرد به سمت مهدوی شدن است. در زندگی نبوی و علوی فرد برای خدمت به حضرت ختمی مرتبت و پیروی از اوامر ولی امرش امیر مومنان علی علیه السلام مطیع و آماده است . گرما و سرما و سختیها ، تحریم ها و جنگ ها را برای کسب سعادت و درک لذت زندگی نبوی و علوی بر خود هموار می کند.

درس آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس باید بتواند فراگیر و مخاطب خود را با زیبایی ها و شیرینی های جامعه اسلامی آشنا کند تا او آمادگی پیدا کند همچون صحابه و مجاهدان راه حق در راه دفاع از آن ارزشهای والا هرگونه مشکلات و رنجی را تحمل کند و برای تحصیل زندگی نبوی و علوی از جان و مال خود بگذرد.

 این امر زمانی تحقق پیدا می کند که امید و باور به شکوه و عظمت زندگی مهدوی در جان تشنه افراد بیدار و زنده شود. اهمیت امید و باور به آینده است که همه و مکاتب و مذاهب به نوعی از موعود خبر می دهند و خداوند متعال در قرآن کریم انسان خداجو و مومن را به موعود بشارت داده است.

تا دانشجو پیوند حیات مادی را با ارزشهای دفاع مقدس پیدا نکند و نتواند بین زندگی مهدوی و آرزوهای معنوی و الهی رزمنده  ارتباطی برقرار کند نخواهد توانست از جانگذشتگی و ایثار و تحمل سخت ترین شدائد رزمنده دوره دفاع مقدس را در شرائط مختلف اعم از زمان رزم یا اسارت و یا جانبازی باور و درک کند.

برای دانشجویی که زندگی مهدوی تبیین نشده است پذیرش این موضوع که مادری با چند شهید همچنان آمادگی دارد در این راه باز هم شهید تقدیم کند غیرقابل باور است.

برای تفسیر و شرح زندگی مهدوی باید هدف از خلقت و تفاوت انسان با موجودات دیگر باز شکافی شود. دانشجو وقتی قانع شود انسان موجودی هدفمند و متفاوت از موجودات دیگر است و از عقل و اختیار برخوردار است و همین موجب پذیرش مسئولیت می شود و در نتیجه باید در قبل آنچه انجام می دهد پاسخگو باشد برای بهترین انتخاب که زندگی شرافتمندانه است تلاش می کند. در این صورت کشف حقیقت که با گام زدن در جاده عاشورایی دین است پذیرفتنی و اجتناب پذیر می شود.

در این صورت با این نگاه عاشورا هدف نیست که پایان بپذیرد بلکه یک مسیر و یک راه است یک گزینه و یک انتخاب است. انتخابی که هر انسان آزاده ای که از تعقل و شناخت نسبت به جهان هستی برخوردار است و برای زندگی خود جهان بینی دارد لاجرم جز انتخاب گزینه عاشورا چاره ای ندارد.

گزینه عاشورا در عصری که ظلمت و کفر و فساد و شقاوت جهان را تیره و تار کرده است اتفاقا ساده ترین و در عین حال دقیق ترین انتخاب است.

در ۸ سال دفاع مقدس حماسه حسینی برای رزمندگان اسلام نورانی ترین چراغ هدایت به سوی جامعه مهدوی بود. راه کربلا از آن روی برای رزمندگان اسلام یک انتخاب راهبردی  و اساسی محسوب می شد که جامعه را سریعتر به قله سعادت و کمال و تحقق زندگی شکوهمند مهدوی می رساند. اگر چه آن امید و باور همراه تلاش صادقانه در آن مقطع منجر به تشکیل حکومت مهدوی نشد ولی باعث شد چراغ امید و آرزوهای ملتهای دیگر در جامعه اسلامی و سرزمینهای همسایه روشن و پرفروغ شود.

امروز بیداری اسلامی که به دلیل انتخاب مسیر عاشورایی رزمندگان اسلام در ۸ سال دفاع مقدس به یک جریان توفنده تبدیل شده برای تحقق جامعه مهدوی و سبک زندگی اسلامی است.

در سبک زندگی اسلامی نیازها و خواستها و آرزوها ی فرد بر نیازها و خواستهای جامعه تطبیق پیدا می کند . هیچکدام دیگری را حذف نمی کند و هیچیک خود را بر دیگری ترجیح نمی دهد. در سبک زندگی مهدوی فرد برای کمال خود و کسب مدارج بالای موفقیت از تمام هست و نیست خود برای تحقق ارزشها و حفظ منافع جامعه اسلامی خالصانه و عاشقانه می گذرد و این فداکاری و گذشت را در راه تشکیل آرمانشهر مهدوی یک فریضه و توفیق بزرگ می داند.

 
 

فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس/قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

فصلنامه مطالعات دفاع مقدس(در مرحله اخذ مجوز علمي ـ پژوهشي) مجله‌اي علمي است كه با هدف ارائه نتايج مطالعات و پژوهشهاي علمي، و ايجاد عرصه‌اي براي تبادل آرا، انديشه‌ها و اطلاعات ناظر بر جنگ هشت ساله عراق عليه جمهوري اسلامي ايران منتشر مي‌شود.

17 فروردين 1393-12:10:08


فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس/قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه
17 فروردين 1393-12:10:08
منبع: پايداري- پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبير سايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

از اين رو از صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه، تقاضا مي‌گردد مقالات و آثار علمي خود را در چارچوب حوزه دفاع مقدس تدوين و به دفتر فصلنامه ارسال نمايند. برخي از محورهاي مورد نظر و نياز فصلنامه عبارتند از:

1.مباني نظري فلسفي دفاع مقدس

2.دين و دفاع مقدس

3.جامعه شناسي دفاع مقدس

4.نقش و ظرفيت دفاع مقدس در تحول علوم انساني – اسلامي

5.بازانديشي ديني مفاهيم دفاع مقدس

6.روش شناسي مطالعات دفاع مقدس ( تاريخي، سياسي، اجتماعي و...)

7.ظرفيت دفاع مقدس در تصميمسازي و تصميمگيريهاي كلان كشور

8.ظرفيت دفاع مقدس در طراحي و تحقق الگوي ايراني اسلامي پيشرفت

9.نقش ماموريتي نهادهاي متولي حوزه دفاع مقدس

10.آسيب شناسي نهادهاي متولي در حوزه دفاع مقدس

11.نقش نهادهاي فرهنگي مهم جامعه در دوران دفاع مقدس

12.صنايع فرهنگي دفاع مقدس

13.اثرسنجي و پيامدسنجي فرهنگ دفاع مقدس در جامعه و سياست

14.آسيب شناسي فرهنگي حوزه دفاع مقدس

15.زن در دفاع مقدس

16.تاثير و تاثر فرهنگي ميان كشورها در دوران دفاع مقدس

17.مطالعه سيره نظري و عملي شهداي دفاع مقدس

18.نقش رسانههاي جمعي در تحقق و ترويج انديشههاي دفاع مقدس

19.ظرفيتهاي دفاع مقدس در بيداري اسلامي

20.نقش ولايت فقيه در دوران دفاع مقدس

21سياست داخلي و خارجي ج.ا.ا در دوران جنگ

22.احزاب و جريان هاي سياسي در دوران دفاع مقدس

23.ابعاد حقوقي دفاع مقدس

24.ادبيات دفاع مقدس

25.ابعاد هنري دفاع مقدس (نقاشي،عكس، شعر و...)

26.بررسي تطبيقي ادبيات و هنر ايران و عراق در دوران جنگ

27.نشانه شناسي دفاع مقدس

28.زيبايي شناسي دفاع مقدس

29.امداد، بهداشت، پزشكي و دفاع مقدس

30.مديربت بهداري

31.مشاركتهاي مردمي در حوزه بهداشت و درمان در دوران جنگ

32.ساختار و توسعه بيمارستانهاي صحرايي

33.سيستم توزيع مجروحين

34.بيماريهاي رزمندگان ج.ا.ايران(اسرا، جانبازان، نيروي زميني، نيروي دريايي و ...) در دوران جنگ و پس از پايان آن

35.فني، مهندسي و دفاع مقدس

36.تحولات مهندسي ايران و عراق در دوران جنگ

37.نقش فنآوريهاي مهندسي در ارتقا قدرت نظامي

38.مهندسي دفاع مقدس و پيشرفت صنايع نظامي و غيرنظامي

39.تاريخ نظامي و دفاع مقدس

40.وضعيت و توان نظامي ايران و عراق

41.استراتژيهاي نظامي ايران و عراق

42.تحليل كاركرد تسليحات جنگي ايران و عراق در دوران جنگ

43.جنگ شهرها

44.عوامل زمينهسازي حمله عراق به ايران

45.جنگ شيميايي در دوران جنگ

46.بعد اجتماعي دفاع مقدس

47.مهاجرت و دفاع مقدس

48.بررسي رابطه پيوند/شكاف نسل جوان با دفاع مقدس

49.مشاركت مردم در دفاع مقدس

50.هويت و دفاع مقدس

51.روانشناسي و دفاع مقدس

52.جنگ نرم در دوران دفاع مقدس

53.عمليات رواني دشمنان انقلاب در رسانهها

54.انديشه و رفتار امام و مسئولان در ايجاد امنيت رواني

55.اثرات روحي و رواني حوادث و رخدادهاي دفاع مقدس

56.اقتصاد و دفاع مقدس

57.اقتصاد مقاومتي دردوران دفاع مقدس

58.مطالعات تطبيقي اقتصاد ايران و عراق در دوران جنگ

59.نفت و دفاع مقدس

60.حسابداري خسارات و مشكلات اقتصادي ناشي از جنگ

61.اقتصاد بين الملل و جنگ

62.عمليات و رسانه و دفاع مقدس

63.برنامهريزي و ساختار تبليغاتي عراق در جنگ

64.تبليغات مردمي در جنگ

65.سينماي جنگ

66.نظام سياستگذاري و برنامه ريزي تبليغاتي در جنگ

67.جنگ موشكي در دوران دفاع مقدس

68.جنگ الكترونيك در دوران دفاع مقدس

69.سازمان‌هاي شبه نظامي ايران و عراق در جنگ

70.تحولات پايان جنگ

71.بررسي و شرايط جغرافيايي و منطقهاي دفاع مقدس

72.اثرگذاري ژئوپليتيكي منطقهاي و جهاني در روند دفاع مقدس

73.نقش GIS در تبيين عملياتهاي دفاع مقدس

74.مديريت و دفاع مقدس

75.نظام تصميم گيري و سياستگذاري دفاعي جنگ

76.برنامه¬ريزي تأمين منابع (مالي و لجستيكي) دفاع مقدس

77.رشد و ارتقاء سلسله نيروها در جنگ

78.آموزش و توانمندسازي نيروهاي ستادي و صنفي دفاع مقدس

79.سبك‌هاي رهبري ايران و عراق در جنگ

80.مديريت بحران در دوران دفاع مقدس

 

شرايط تدوين و ارسال مقاله‌ها براي چاپ در فصلنامه مطالعات دفاع مقدس

الف) ملاحظات كلي

1 ـ مقاله‌ها بايد مربوط به همه رشته‌هاي علمي مرتبط با دفاع مقدس، و در سطوح راهبردي، عملياتي و تاكتيكي باشند.

2 ـ مقاله بايد تحقيقي و حاصل كار پژوهشي نويسنده يا نويسندگان باشد. مقالات مروري از نويسندگان صاحب‌نظر و مرتبط با مقالات پژوهشي در زمينه مورد بحث، به شرطي پذيرفته مي‌شود كه منابع معتدد و مستند قرار گرفته باشند.

3 ـ مقاله ارسالي نبايد قبلاً يا همزمان براي چاپ يا ارائه به نشريات ديگر و يا همايش‌ها ارسال شده باشد.

4 ـ نام نويسنده يا نويسندگان، همراه با رتبه علمي، محل اشتغال و نشاني كامل و تلفن تماس در ابتداي مقاله درج شود.

5 ـ نشاني كامل نويسنده عهده‌دار مكاتبات: شامل نشاني پستي، شماره تلفن، شماره دورنگار و نشاني پيام‌نگار (E-Mail) به فارسي و انگليسي در انتهاي مقاله درج شود.

7 ـ چنانچه مخارج مالي تحقيق يا تهيه مقاله توسط مؤسسه‌اي تأمين شده باشد، بايد نام مؤسسه در اولين زير نويس يا صفحه اول مقاله قيد گردد.

 

ب) ساختار و شكل ارائه مقاله

1 ـ رعايت ساختار پيشنهادي الزامي است: عنوان(به فارسي و انگليسي)، چكيده (حداكثر 250 كلمه و شامل هدف، اهميت، روش شناسي و يافته‌هاي كلي تحقيق)، كليد واژه (حداكثر 5 واژه)، مقدمه (دربرگيرنده بيان مسئله و ضرورت، سؤال يا فرضيه)، چارچوب نظري، داده‌ها و مباحث تفصيلي تحقيق، نتيجه‌گيري، چكيده انگليسي (حداكثر 250 كلمه)، كليد واژه انگليسي (حداكثر 5 واژه)، فهرست منابع (منابع لزوماً بايد در متن مقاله استفاده شده باشد).

2 ـ تيترهاي اول، دوم و سوم به ترتيب با فونت‌هاي B Zar Bold 11، 10، 9 مشخص شده باشد.

3 ـ متن مقاله حداكثر در 25 صفحه با نرم‌افزار Word 2003 به بالا و قلم B Lotus و فونت 12 و متن انگليسي با Calibri 10 آماده و ارسال گردد.

4 ـ مقاله بايد سليس و روان و بدون هيچ‌گونه غلط املايي نگارش يابد و از آوردن اصطلاحات خارجي كه معادل دقيق و ابلاغ شده فارسي دارد، خودداري گردد. معادل خارجي اسامي و اصطلاحات خارجي در پانوشت به صورت پيوسته آورده شود و در هر صفحه به طور مستقل شماره‌گذاري گردد.

5 ـ نمودارها، جداول و اشكال با يكي از نرم‌افزارهاي Office به زبان فارسي و در اندازه‌هاي 12×8 يا 12×16 طراحي شود و اختصارات آن‌ها در پانوشت توضيح داده شود. نمودارها، جداول و اشكال بايد داراي شماره‌هاي متوالي، و بدون نياز به مراجعه به توضيحات متن گويا باشند.

6- تمامي نمودارها، شكلها و جداولي كه نتيجه ابتكار نويسنده نيست بايد شماره، عنوان و منبع داشته باشند(جداول در بالا، و شكلها و نمودارها در پايين).

7 ـ تيتر عناوين و نوع قلم مربوط مطابق جدول شماره 1، كه در انتهاي اين راهنما خواهد آمد.

ج) روش ارجاع به منابع

1 ـ در متن

1-1 ـ مأخذ در متن مقاله داخل كمان به صورت (نام‌خانوادگي، سال انتشار: شماره صفحه)؛ مانند (متقي‌زاده، 1381: 25)؛ (Smith, 1990: 23)

1-2 ـ اشاره به منابع داراي چند نويسنده به صورت (نويسنده و همكاران، سال انتشار، شماره صفحه) مانند (متقي‌زاده و همكاران، 1389: 18)؛ (Smith, et al, 2004: 8)

1-3 ـ اشاره به آدرس‌هاي اينترنتي به صورت (نام‌خانوادگي نويسنده / نام مرجع تدوين‌كننده، سال)

1-4 ـ در تمامي منابع اگر نويسنده داراي دو يا چند منبع در يك سال باشد، پس از ذكر سال لازم است فصل يا ماه نشر اثر آورده شود، مانند (احمدي، پاييز 1388) و (احمدي، بهار 1388)؛

(Digman, Apr 1999) و (Digman, Jan 1999)

2 ـ در پايان مقاله

فهرست منابع در پايان مقاله به ترتيب حروف الفبا به صورت زير آورده شود:

2-1 ـ كتاب تأليفي: نام‌خانوادگي، نام (سال انتشار)، عنوان كتاب، شماره جلد، محل نشر، نام ناشر.

2-2 ـ كتاب ترجمه‌اي: نام‌خانوادگي، نام (سال انتشار)، عنوان كتاب، نام مترجم، محل نشر، نام ناشر.

2-3 ـ مقاله: نام‌خانوادگي، نام، «عنوان مقاله»، نام مجله، دوره، شماره، شماره صفحات (ابتدا و انتهاي مقاله)، سال نشر.

2-4 ـ آدرس اينترنتي: نام‌خانوادگي، نام نويسنده/ نويسندگان / مرجع تدوين‌كننده، عنوان مطلب، آدرس صفحه اينترنتي، تاريخ بارگذاري، تاريخ مشاهده.

 

د) تذكرات

1 ـ آرا و ديدگاه‌هاي ارائه شده در مقاله‌ها الزاماً بيانگر نظر و ديدگاه مجله نيست.

2 ـ مسئوليت ناشي از صحت علمي يا ديدگاه‌ها و ارجاعات مندرج در مقاله به عهده نويسنده يا نويسندگان است.

3 ـ مجله حق رد يا قبول و نيز اصلاح و ويراستاري مقاله‌ها را براي خود محفوظ مي‌دارد.

4 ـ رسيد دريافت مقاله از سوي مجله الزاماً به معناي پذيرش قطعي آن براي چاپ نيست.

(عنوان- نوع قلم)- (عنوان- نوع قلم):

عنوان مقاله با تيتر 1( B Zar 11 Bold)- متن چكيده و كليدواژگان (B Lotus 10 Italic)

عنوان چكيده، كليد واژگان، مقدمه و‌...، نتيجه‌گيري (تيتر 2)-(B Zar 10 Bold)- متن پانويس فارسي(B Lotus 9)

عناوين فرعي زيرمجموعة تيتر 2 با تيتر3(B Zar 9 Bold)- متن پانويس انگليسي مانند( Calibri 8)

عناوين فرعي زيرمجموعه تيتر 3 با تيتر 4(B Lotus 11 Bold)- متن مقاله (B Lotus 12)

تيتر جدول‌ها، نمودارها و عكس‌ها (تيتر جدول‌ها و نمودارها بايد بالاي آن‌ها و تيتر شكل‌ها پايين آن‌ها و در وسط ذكر شود.)( B Lotus 10 Bold)- ارجاعات منابع داخل متن به انگليسي مانند: (Smith, 1990: 23)(Calibri 9)

آدرس فصلنامه: خيابان شهيد مطهري-خيابان ميرعماد-پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس-دفتر فصلنامه. تلفن: 88754086

آدرس الكترونيكresearch@dsrc.ir

 فراخوان مقاله جهت فصلنامه مطالعات دفاع مقدس/قابل توجه كليه صاحبنظران، پژوهشگران، مدرسان و صاحبان انديشه

17 فروردين 1393-12:10:08

منبع: پايداري- پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد


دفاع مقدس دیدگاه

دفاع مقدس تجلی و تبلور غیرت و رادمردی ملتی بزرگ و آزاد است که باید همچنان با صدق و صفای جوانان این مرز و بوم پاسداشته شود. دفاع مقدس رمز ظهور خوبی ها و زیبایی ها در عصری است که فضای جامعه جهانی را پلیدی و زشتی فراگرفته است. حراست از دستاوردهای باغ دلدادگی و جانبازی هنر بزرگی است که فقط از وارثان دفاع مقدس برمی آید. دفاع مقدس یک دوره و یک مقطع بریده از زمان نیست. اگر رهپویان اربعین زینب وار پیام شاهدان شهید را همواره در گوش زمین و زمان زمزمه کنند. اگر یاوران معروف برای رسیدن به قله های سعادت و شرف و عزت از پا ننشینند. امروز امت اسلام از آبهای آبی مدیترانه تا تنگه باب المندب در خلیج عدن در رزم بی امانی با همه دنیای کفر برای رهایی از ظلم مستکبران به دفاع مقدس پیوند می خورند. دفاع مقدس سرچشمه فطرت زلال انسانهای آزاده را به جوش آورد و بالهای حماسی عاشورایی و انتظار مهدوی را برای پر کشیدن به قله های افتخار به ملت ایران هدیه داد.


 


القدس لنا دیدگاه

  

با شرکت در راهپیمایی روز قدس بسوی نابودی استکبار جهانی گام برداریم 


انگار به بال بوریا می شینیم

هنگامی که صحن خوشگلش می بینیم

مکه گر رویم خانه حق می بینیم

کربلا رویم خود خدا می بینیم

 *******************

 همگی ز مال دنیا تا ابد دل سیریم

 به خدا به عشق ارباب همه می میریم

 ای دلم غصه نخور خدا بزرگ است بلی

 عاقبت هردو برات کربلا می گیریم

 *******************

 ای به قربان صفایت حسین

 چشم من مانده به راهت حسین

 به خدا ز هجر تو جان دادم

 قسمتم کن حرم کرب و بلایت حسین

 *******************

 بوی عطرش به مشامم چو نسیم است خدا میداند

اهل عالم بدانید حسین شاه کریم است خدا میداند

 ای دلم گرد یتیمی به من و تو به چه کار ؟

 هر که ارباب ندارد یتیم است خدا میداند

 *******************

 نه که هفت دور ، دوصد بار طوافت می کنم

 با زبان قاصرم ارباب صدایت می کنم

 در میان خلوت دل در دعای روز وشب

 آرزوی دیدن کرب و بلایت می کنم

 *******************

 خوشا آن روز بر صحنش بشینیم

 ضریح و گنبد زردش ببینیم

 خوشآ آن روز با یک " یا حسین جان"

 میان کربلا آرام بمیریم

 *******************

 کربلا برای دیدنت چشم انتظارم

 همه لحظه لحظه ها رو می شمارم

 به خدا خسته شدم بسته جدایی

کی میشه سر روی شش گوشت بذارم

 *******************

 همه میگن که یه دست صدا نداره

 کی میگه هرکی بده خدا نداره

تو نگو غریبه ای که رات نمیدن

 کربلا غریبو آشنا نداره

 *******************

 یعنی میشه آقاجون بها بگیرم

یعنی میشه اذن کربلا بگیرم

 یعنی میشه پای شش گوشه با گریه

 بشینم ذکر امام رضا بگیرم

 ********************

 دلم یک یاس پرپر بود ای کاش

 تنم در لوج ، کبوتر بود ای کاش

 سرم در کربلای خون و شمشیر

 کنار نخل بی سر بود ای کاش


 حمله تجاوزکارانه رژیم های سعودی عربستان وجنایتکارصهیونیستی به یمن با دو هدف عمده صورت می گیرد. اولین هدف از حمله سبوعانه کشورهای تروریستی به مردم مظلوم و بی دفاع یمن، کنترل و مدیریت تحولات انقلابی و خیزش بی سابقه مردم بیدار منطقه است که به زعم واهی آنان جلوی نفود و قدرت نمایی بیش از پیش ایران در منطقه گرفته شود. اما هدف دوم که در چارچوب خواست و اهداف سیاسی آمریکا تحلیل می شود نظر به اوضاع پیچیده مذاکرات و با توجه به نیاز مبرم اوباما به توافق در لوزان برای ساکت کردن عربهای نادان سعودی و صهیونیست های زبان نفهم امتیاز داده است که موقتا با خونریزی و جنایت سرگرم شوند تا آمریکا بتواند به دور از دخالت ها کار توافق را یکسره کند و در عین حال با به آشوب کشیدن بخش دیگری از منطقه به رقیبان داخلی خود یعنی جمهوریخواهان و ملت خود گوشزد کند در این اوضاع بهترین گزینه توافق با ایران است. مردم انقلابی و مسلمان یمن، مظلومانه قربانی مذاکرات ایران در لوزان شدند و ایران نیزدر حال حاضربرای کسب توافق هسته ای سکوت اختیارکرده است تا با بررسی اوضاع و تحلیل مسایل به اقدام لازم در زمان مقتضی مبادرت ورزد.

 به هرحال مساعدت سیاسی و نظامی و اقتصادی ملت ایران مانند همیشه بایدبه یاری مردم نجیب و آزادیخواه یمن بیاید و آنان را برای همیشه از زیر یوغ سعودی ها و کشورهای زورگوی جهان سلطه نجات دهد.

 ما باید بدون هیچگونه معطلی به طور همه جانبه از انقلاب نوپای یمن و عدالتخواهان آن حمایت کنیم . بی شک گسترش اقتدار و پیشرفت میهن اسلامی ایران در گرو نجات همه مظلومان جهان است. اگر امروز در یاری و حمایت مردم منطقه تعلل و شک کنیم فردا نباید داعیه رهبری نجات مردم دربند جهان را داشته باشیم . پیش بسوی جهانی شدن انقلاب اسلامی


با توکل به خدای بزرگ و با اعتمادی که به مذاکره کنندگان هسته ای است و با اعتقاد به اینکه دشمنان با همه کینه توزی مایوس خواهند شد و به طور قطع خیر و مصلحت ملت شریف ایران در نهایت تحقق پیدا خواهد کرد؛ از باب اینکه گفته باشیم؛ مذاکره کنندگان عزیز، این موارد را بیشتر تامل بفرمایند. پیشاپیش از تلاششان ممنونیم و برایشان در اجرای رهنمودهای رهبرمعظم انقلاب اسلامی توفیق آرزومندیم.

تفاهم سیاسی یا توافق حقوقی ؛ آنچه در لوزان به صورت بیانیه عرضه شده است یک تفاهم سیاسی است نه یک توافق حقوقی زیرا دکتر ظریف می گوید الزام آور نیست ؛ بنابراین هنوز اتفاقی نیفتاده است. لازم است یکبار دیگر مسئولان سیاسی نتایج و دستآوردهای پس از توافق را مرور کنند. اگر تحریم ها به طور کامل لغو نشود نتیجه توافق فقط این است که  باردیگر فنآوری هسته ای تعطیل شود، جوانان دانشمند ما را سرخورده کند، جایگاه منطقه ای ایران را به چالش بکشد، امید ملتهای مظلوم را ناامید کند و باردیگر استقلال کشور را بازیچه دست قدرتهای مستکبر سازد. و البته شاید چند سالی یک حزب و جریان بتواند با غوغاسالاری و هیاهو بر مسند قدرت بنشیند.

مرجع داوری بین ایران و 5+1 چه کسی است. طبیعی است وقتی دو نفر با هم نزاع و اختلاف دارند باید شخص صالح و ثالثی که بی طرف باشد به عنوان داور، اجرای تعهدات دو طرف را نظارت و تایید کند. در تفاهم فعلی که معلوم نیست داور کیست امیدواریم اگر توافقی صورت گرفت ناظر منصف تعیین شود.

با توجه به عدم اعتماد به شیطان بزرگ باید خطوط قرمز پر رنگ تر شود. قبل از انجام توافق لازم است یکباردیگر خطوط قرمز هسته ای در موضوع حفظ اسرار مراکز راهبردی نظامی و امنیتی، نیاز قطعی ایران به سوخت و بقیه موارد، کارکرد فردو، تعداد سانترفیوژهای نطنز و آب سنگین اراک تعیین گردد.

در پایان به مسئولان عزیز دولتی تاکید می کنیم با توجه به اینکه شیطان بزرگ قابل اعتماد نیست بدون تلف کردن وقت به دنبال اجرایی کردن اقتصاد مقاومتی باشند./ سید احمد ذبیحی


در حاشیه توافق مقدماتی لوزان

سرانجام پس از مدتها مذاکره پر فراز و نشیب که نه فقط ایران و آمریکا و چند کشور اروپایی را درگیر مسایل و اثرات آن کرده بود بلکه شاید دوسوم کشورهای جهان به دلیل اثرات اقتصادی و سیاسی و نظامی آن خواسته و یا ناخواسته درگیر آن شده بودند؛ توافق مقدماتی تحت عنوان چارچوب کلی اقدام مشترک به دست آمد. -البته انقلاب اسلامی ایران از سال 57 بخش عظیمی از پدیده های سیاسی و نظامی جهان را تحت تاثیر خود قرار داده است از جمله فروپاشی جهان دو قطبی و گسترش دایره نفود و اقتدار خود در جهان اسلام و فراتر از آن بین کشورهای غیر متعهد تا حیاط خلوت آمریکا یعنی کشورهای آمریکای لاتین.- اما آنچه در حاشیه این توافق نباید از نظر دور بماند مواردی است که حقیقتا از اصل آن اساسی تر و ارزشمند تر است. چه بسا حاشیه ها ست که فضای اصلی توافق را برای تحلیل گران سیاسی قابل تبیین و تفسیر می کند .

این حاشیه ها که از متن مهمتر است عبارتند از :

الف ) حضور جدی ، هوشمندانه و واقع بینانه مقام معظم رهبری در موضوع مذاکرات از آغاز با عبارت نرمش قهرمانانه.

ب) تعیین خطوط قرمز نظام و ملت بزرگ ایران در دفاع از حقوق هسته ای با روشنگری های دلسوزانه ایشان.

ج) اثر بخشی حضور مستمر ، پایدار، جانانه و کارساز ملت شریف ایران در طول مذاکرات به خصوص در شرکت راهپیمایی با شکوه 22 بهمن93.

د) شرح و تفسیر آزاد و بیان نظرات کارشناسی منتقدان و مسئولان سیاسی بخصوص نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی که موید جامعه مردم سالار دینی در حکومت اسلامی است.

ه) برملا شدن چهره مزور دشمنان ملت ایران و شناسایی دوستان در صحنه داخلی و خارجی که منجر به استراتژی جدیدی در راهبرد سیاسی و اقتصادی نظام اسلامی  در آینده خواهد شد.

و) ایجاد اختلاف بین کشورهای متخاصم انقلاب اسلامی به خصوص آمریکا و اسراییل، اگر چه امروز تظاهر به دوستی کنند. و این اختلافات به صورت عمیق تر بین احزاب و سیاستمداران غربی گسترش خواهد یافت.

ز) شناسایی رسمی اقتدار و عظمت ایران به عنوان قدرتی بزرگ و جهانی در سطحی فراتر از تحلیلهای گذشته.

ح) پایان بخشیدن به نقش موثر و مخرب عربستان و کشورهای دیگر منطقه از جمله مصر و ترکیه در محاسبات سیاسی، اگر چه در ظاهر هنوز پرده های دیگری از بازی اینان باقی باشد.

ط) تقویت جبهه مقاومت اسلامی در منطقه و ایجاد نشاط و امید در میان ملتهای مظلوم فلسطین ، بحرین و یمن.

ی) تضعیف جبهه باطل تکفیری وهابی سعودی موسوم به داعش؛ در نتیجه امکان پایان بخشیدن  به مشکلات تروریستی سوریه و عراق.

ک) حفظ و تقویت وحدت ملی با انسجام و یکپارچگی در برابر مشکلات و تهدیدات گسترش یافت.

ل) ملت بزرگ ایران از پیچ تاریخی جهش اقتصادی و علمی خود با آرامش و امنیت بیشتری عبور خواهد کرد ان شاالله.

 


بسم الله الرحمن الرحیم

مصاحبه با دکتر سید احمد ذبیحی مسئول بسیج اساتید جهاددانشگاهی گیلان درباره فتنه 88

همانطور که استحضار دارید در چند دهه بعد از انقلاب اسلامی، فتنه 88 یکی از پدیده های مهم و اثرگذار در تاریخ انقلاب بوده است که کمابیش هنوز بر مسایل داخلی و بین المللی در ابعاد سیاسی و اقتصادی موثر است . به نظر شما فتنه 88 در چه عواملی می تواند ریشه داشته باشد؟

برای پاسخ به این سوال باید به سال 57 برگردیم حدود سه دهه قبل. پدیده ای بزرگ منطقه و جهان را لرزاند که هنوز اثرات آن پابرجاست. انقلاب اسلامی با قدرت یک رهبر الهی و ملتی بزرگ توانست شالوده بنیان ظالمانه جهان سلطه را درهم بریزد و مسیر تاریخ را تغییر دهد. ارکان مستکبرانه جهان دوقطبی در هم ریخت و بنای جامعه مردم سالاردینی در استبداد زده ترین مناطق جهان بنیان گذاشته شد. انقلاب اسلامی از آغاز با یک رویارویی سنگین و مهیب با جهان سلطۀ شرق و غرب روبرو بود. ولی اراده الهی آن بود که ملت ایران  با نفس مسیحایی امام عزیز، تاروپود حکوت جائرانه ستمشاهی را هم بپیچند و در مهمترین بخش تاریخ بشر، طلائیه دار نجات انسانها از چنگال زرو زورو تزویر شوند. استکبار هربار با دسیسه و مانعی سعی در نابودی وحذف و یا انحراف انقلاب از مسیر خود داشت ولی ملت بزرگ ایران با بصیرت و اراده ای پولادین  در پرتو رهبری خمینی کبیر خاکریزها را فتح کردند.

 دشمن پس از شکست در جنگ سخت 8 ساله از ملت ایران به جنگ نرم روی آورد. در این میدان بسیاری از مدعیان دیروزکم آوردند آنان به دنبال مفرّی برای آسایش، امنیت و آرامش رفتند. دشمن از همین جا شروع کرد. حالا می رسیم به پاسخ پرسش شما ! ریشه فتنه 88 در دنیاطلبی و رفاه زدگی دولتمردانی بود که دنبال پایان جنگ بودند تا راحت زندگی کنند و راحت حکومت کنند. اینها باورداشتند می توان با قدرتهای ظالم دنیا سازش کرد و با گرگها زندگی کرد. این گرایش به تدریج در بین افراد بیشتری به خصوص آنها که در زمان دفاع مقدس حتی از دور دستی بر آتش نداشتند طرفدار پیدا کرد. کم کم فرهنگ و افکار غیر دینی و بعد هم در دوره اصلاحات ضد دینی در دانشگاه، سینما ، کتاب و جامعه نفوذ کرد. به طوری که رزمنده بسیجی به خاطر دفاع از دین و ناموس و سرزمینش تحقیر می شد و حجاب و نماز و بندگی خدا یک امر شخصی و فردی تلقی می شد. به یک معنی همه چیز می رفت که سکولاریزه شود. باید دین و خداباوری را در پستوی خانه می گذاشتی تا با جماعت ضدانقلاب و معاند همراه شوی و از این بدتر که جریان وابسته و فریب خورده قفل نکبت بار غرب را نه فقط برفرهنگ و سیاست و جامعه زده بود بلکه این قفل بر دستآوردهای علمی جوانان این مرز و بوم و به صورت نمادین بر صنعت انرژی هسته ای کشور زده شد تا برای پژوهشگران درس عبرتی باشد. اما ملت بیدارایران در سال 84 با انتخابی دیگر!! باردیگر با رجعت به فطرت الهی و انسانی خویش با تکانی شدید اختاپوس قوی جثه و هزار رنگ فرهنگ غرب را از روی دوش خود بر زمین زد و نشان داد که با هوشیاری اوضاع را زیر نظر دارد و در زمان لازم اقدام خواهد کرد.

به نظر شما در این برهه چرا قدرتهای استکباری وارد شدند و بی پروا در امور ایران مداخله کردند؟

چرخش قدرت از گروه سکولار و وابسته به غرب به سمت نیروهای اصولگرا و ارزشی زنگ خطر را برای جهانخواران به صدا درآورد و باز استکبار برای استیلای خود بر منطقه و حساس ترین بخش جهان به دسیسه و اغوا متوسل شد. گروههای غوغا سالار، دنیاطلب و پرادعا اگر چه از دموکراسی دم می زدند اما تحمل جامعه مردم سالار دینی را نداشتند از این رو ملتی که راه استقلال و آزادگی را  انتخاب کرده بود به پوپولیستی بودن محکوم شد. دنیای سلطه به خصوص انگلیس و آمریکا از یک سو منافقین و معاندین ضد انقلاب خارجی و از دیگر سو مخالفین و دگراندیشان و خود خواهان داخلی را با پیوندی نامبارک مرتبط می کند زیرا  قرار بود شکوه و عظمت نظام و انقلاب و  جمهوری اسلامی و مردم سالاری دینی و همه آرمانهای امام و شهدا و تمام آزادیخواهان جهان از هم فرو پاشد. قرار بود همه امیدها به یاس تبدیل شود و باردیگر سیاهی نه بر کشور و ملت که بر اسلام و جهان سایه افکند. قرار بود نزدیک به سه دهه مردانگی و مجاهدت و ایستادگی در مقابل استکبار خاکستر شود و قهقه مستانه دشمنان بر این کشور و ملت شنیده شود. قرار بود خون پاک دهها هزار شهید در تاریکی سیاه فتنه لگدمال اربابان انگلیسی آمریکایی و صهیونیستی شود. رمز این عملیات سیاه "تقلب" است.  این رمز ناشگون متاسفانه از زبان افرادی شنیده شد که هنوز هم باورش مشکل است. کوتاه فکری، خودبینی و لجاجت و خودپرستی چقدر!! مگر ممکن است فقط و فقط برای کسب قدرت، ضدّیت و لجبازی با سرنوشت یک ملت بازی کرد. غرور و منیّت آدمی را از قلّه به درّه ساقط می کند. خواه بنی صدر، خواه هاشمی، خواه احمدی نژاد. به هرحال فضای جامعه را چنان مشوّب کردند که فقط مردم با ایمانی که از مقتدایشان پیروی کردند در امان ماندند. این هیاهو و آشوب که چند ماه طول کشید باردیگر آزمونی بود برای مردان راه خدا و همه عاشقان انقلاب و شهدا. بعضی سقوط کردند و بعضی صعود. ریزش و رویش، مردان را از نامردان و کسان را از ناکسان جدا کرد. غوغا سالاران همچو کف روی آب محو شدند و آزادگان همچو صخره در ساحل مواّج آرام بودند چرا که با " الا بذکر الله" مطمئن بودند. این فتنه، آزمایش سخت و آبرو بر باد ده بود. آنان که به دروغ خود را در صفوف مجاهدان راه خدا جا زده بودند امتحان می شدند بعضی با سخن و بیانیه و بعضی باسکوت در صف منافقان قرار گرفتند و به یکباره با ملحدان و کافران و مشرکان و همه جنایتکاران تاریخ در یک سنگر قرار گرفتند. آزمون سختی بود بسیار سخت تر از دوران بنی صدر و سخت تر از دوران جنگ.

چطورکودتای مخملی جنبش سبز کشف شد؟ چه چیزی باعث خنثی شدن توطئه دشمنان و بیداری ملت شد؟

 در این فتنه بزرگ و شوم  بار دیگر ملت بزرگ ایران ثابت کرد مرد میدان های سخت و آزمایشهای بزرگ است.مردانه ایستاد و از حریم انقلاب و دین و ولایت حمایت کرد. نه با فریب و حیلۀ دشمنان اغوا شد و نه با حقّه و نیرنگ نخبگان خودباختۀ داخلی راه را گم کرد. از حماقت و بلاهت دشمنان همین بس که در این فتنۀ سیاه دست خود را رو کردند و به مقدّسات و ارزشهای دینی و الهی مردم تاختند. ملت مسلمان و حسینی ایران نشان دادند که در مقابل هتک حرمت مقدّسات با هیچ کس شوخی ندارد. بعد از اینکه در روز قدس به فلسطین مظلوم و در 16 آذر به امام امت و لایت فقیه و در روز عاشورا به اباعبدالله تعرّض شد تار و پود فتنه را در هم پیچیدند و فتنه انگیزان را در زیر پای خود له کردند. 9 دی شکوه بیداری و عزّت ملّتی بود که به جهانیان نشان داد برای حفظ ارزشهای دینی و مذهبی خود مردانه پای انقلابش ایستاده است. 9 دی ظهور قدرت مردم انقلابی ایران در مبارزه با سکولار و لاابالی گری و به پستو بردن دین بود. 9 دی قبل از آن که سیاسی و ملّی باشد از ایام الله است. از روزهایی است که اسلام، تشیّع و عاشورا را در این سرزمین بیمه کرد. تداوم  فریاد ظلم ستیزی و اسلام خواهی ملت ایران در 9 دی ماه 88؛  اربعین حسینی در 93 و اربعین های بعدی است که هر سال از این پس در کربلای حسین (ع) طنین انداز می شود. از آن رو که 9 دی در حفظ مقدّسات به خصوص فرهنگ عاشورایی نقش داشته است، نباید فراموش شود.

درباره نقش رهبر انقلاب در فتنه 88 توضیح دهید.

اما آنچه در فتنۀ 88 کمتر به آن پرداخته شده است، مظلومیّت رهبر عزیزمان است که در این فتنۀ سیاه و شوم، به تنهایی بیشترین لطمات روحی و فشارها را تحمّل کردند و با کمال تأسف و تأثر دوستان ناباب، چه بدی ها که باب کردند و چه ظلمها که نکردند. فتنه سازان وقتی بی شرمانه پیکان حملۀ خود را مستقیم متوجه ولایت فقیه و شخص رهبری کردند، وقتی فریاد مرگ بر دیکتاتور سر دادند، منافقان پر ادّعا که دفاع از مردم و قانون و دموکراسی­شان گوشها را کر کرده بود، در مقابله با آنان فقط سکوت کردند و جالب است که  اتفاقا همه این فتنه ، قبل از اسلامیّت نظام در صدد نابودی جمهوریّت نظام بود. حقیقت این است که اگر با تدبیر و درایت هوشمندانۀ رهبر معظّم انقلاب از آرای مردم در انتخابات صیانت نمی شد، برای همیشه پایه های جمهوریت نظام اسلامی سست شده بود و دشمن فتنه انگیز به خواست خود که نابود کردن ارکان مردم سالاری دینی بود، رسیده بود. شجاعت و دفاع جانانۀ ایشان از آرای مردم به قدری در این فتنۀ شوم و سیاه ، مهم و ارشمند است که لازم است حقوقدانان و جامعه شناسان، در اهمیّت و جایگاه آن، دهها مقاله و کتاب بنویسند تا شاید بخشی از بزرگی آن شناسانده شود. فکر اینکه نتیجۀ انتخانات کاملا مردمی و قانونی مردم، چگونه با هوچیگری بعضی در معرض تحدید قرار گرفته بود، پس از سالها آزاردهنده است و من متعجّبم که چگونه مدّعیان ابطال انتخابات آن دوره هنوز خود را در جایگاه دفاع از آرا و حقوق مردم نشان می دهند. رهبر عزیزمان در برابر آن همه ظلم و حرف مفت یک تنه ایستاد و بدون حتی یک عمّار، با صلابت و روشنگری ملّت را از آن غبار جهل و پراکندگی به نور و یگانگی هدایت کرد. یادمان نمی رود که چگونه فتنه تار و پود وحدت مردم را در جامعه از اداره تا خانواده، از هم پاشیده بود و اختلافات و تفرقه، زنگ خطر تشتّت و افتراق را در جامعۀ اسلامی به صدا درآورده بود.

فتنه 88  چه اثرات سوء و خسارت باری بر امنیت و اقتصاد ایران داشت؟

از اثرات سوء و منفی که جریان فتنۀ 88 بر کشور و جامعه گذاشت، خسارتهای اقتصادی در داخل و در سطح بین المللی بود. گذشته از آنکه برای مدتی، بازار در تهران و شهرهای بزرگ دچار رکود و تعطیلی شد و از این طریق، خسارات بسیاری به افتصاد مردم وارد شد، با آشوبهای سال 88 دشمنان اوضاع را به خیال خام خود، برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی مناسب دیدند و علاوه بر فشارهای سیاسی، تحریمهای اقتصادی را وارد مرحلۀ جدی و عملی کردند. با تصویب قطعنامه های پی در پی در سازمان ملل و ایجاد هماهنگی های منطقه ای و جهانی، ضربه ای سنگین بر پیکر رو به رشد اقتصاد ایران وارد کردند. از سوی دیگر به لحاظ امنیتی، از اوضاع داخلی بهره بردند و با استفاده از گروه های تروریستی صهیونیستی و با همکاری منافقین، دانشمندان هسته ای ما را به شهادت رساندند و گروههای ضد انقلاب تروریستی پژاک را در غرب و ریگی را در شرق کشور تجهیز و برای ضربه زدن به منافع ملی و امنیّت کشور، تحریک کردند. اگرچه به حول و قوّۀ الهی و با دعای حضرت صاحب الامر و درایت و هوشمندی رهبرفرزانه، مردم بزرگ ایران مسیر خود را با قدرت ادامه می دهد و تجربۀ بزرگی از این فتنه آموخت ولی باید پذیرفت در این پدیدۀ شوم که شاید با هشت سال جنگ تحمیلی قابل مقایسه باشد، سرمایۀ بسیاری از دست رفت که امیدواریم خداوند از ذخایر لطف و رحمت خود جبران کند.

روشن خبر 

 




برچسب ها :
سیاسی

یادداشتی به مناسبت گرامیداشت ششمین سالگرد

ارتحال مرحوم دکتر غلامرضا رحمدل شاعر مکتبی و بسیجی

سید احمد ذبیحی

 

"استادی بسیجی در تراز انقلاب اسلامی "

در تاریخ کوتاه ولی سراسر بالندگی و شکوه انقلاب اسلامی، شاعران بزرگی قد برافراشته اند که نامشان همواره به نیکی و عظمت یاد خواهد شد. مرحوم دکتر غلامرضا رحمدل از آن گروه است. رحمدل گیل مردی پاک و آزاده بود که صلابت امواج کوبنده ی دریا را داشت و طراوت و سرسبزی جنگل. لبخند مهربانش خاطره صبح بود و لطافت شعرش، ترنم باران. لحظه ای از وظیفه و تکلیفش کوتاهی نکرد همراه و همدم امام و رهبر و بسیج بود. قلبش با رزمندگان اسلام می تپید و روحش در معراج با شهیدان سیر می کرد. در برابر وارفتگان استحاله شده، فریاد بود و در برابر ستمدیدگان محروم و مظلوم، تجسم شرم و تواضع . آرمانش عدالت و قسط بود و درسش جهاد و مقاومت.

حق فقرا را زشما می گیرم

دادِ شهدا را ز شما می گیرم

کابین زنانتان اگر هم برود

اموال خدا را ز شما می گیرم

***  

نعش شهدا برابرت می باشد

چشم و دل مردم به درت می باشد

آنگونه فتاده ای تو بر بیت المال

انگار که ارث پدرت می باشد

****  

بر مال خدا دست درازی موقوف

با آبروی شهید ، بازی موقوف

این مملکت علی ولی الله است

تبعیض و نفاق و صحنه سازی موقوف

دکتر غلامرضا رحمدل استادی در تراز انقلاب اسلامی بود همپای شهید مصطفی چمران. عاشقانه بسیجی بود و به بسیج عشق می ورزید. شهادت و شهید از نظر او شهدی بود گوارا که با شعرش مخاطبانش را سیراب می کرد و  روح خسته اش را آرام می ساخت.

باز از جبهه حق نعش شهید آوردند

ورقی پاره ز قرآن مجید آوردند

چاوشان حرم از علقمه خوزستان

جسم بی دست ابوالفضل رشید آوردند

آن که با یاد لب تشنه سردار سحر

آب بر آب فشاند و نچشید آوردند

سرخوشان حرم عشق ز اقلیم شهود

به دل خسته عشاق امید آوردند

های یاران! بشتابید و لبی تر بکنید

باده از کوثرِ میزان و حدید آوردند

مَشکِ اشک دل عشاق مشبک شد، آی

باز از جبهه حق نعش شهید آوردند

 

رحمدل اگر چه خیلی زود رفت ولی او از اهالی اینجا نبود باید می رفت با شهیدان با امام شهیدان. با همه صبوری و پرهای شکسته ولی سرانجام باید پر می کشید و می رفت و رفت. روح لطیف او تحمل فراق یاران و شکستن تعهد دوستان را نداشت از پیمان شکنی ها به فریاد بود و از دنیا طلبی بعضی ها بی قرار می شد.

مردان عروسكي

پيش پاي بت­هاي كاغذي

صف بسته اند

و آدم­هاي ماكياولي

با قلم­هاي روغني

شكل مارمي­كشند!

شهيدان

زيرآوارخاطرات

زنده به گورمي­شوند

فریادها در حنجره­ها حلق­آویز می­شوند

و كبوتران

برعقربه­هاي ساعت.

گورها ي خاموش را نگاه كن برادرم

گورهاي خاموش را

و آنسوي­تر

سنگ­تراشان

شعرتراشان

سياست تراشان!

گدازه­های چاه و آه، زيرآوارخاطرات، ص 172

 

رحمدل از خود سبکی ابداع کرد که نو و تا کنون تازه است. اشتباه نکنید شعرش را نمی گویم شعر او همه نو و تازه است. او سبکی نو و بدیع از زندگی را برای دانشجویانش و شاعران جوان به یادگار گذاشت. سبکی مفهومی. سبک زندگی. سبک رحمدل در زندگی، بودن بود نه زیستن. جریان داشتن بود نه راکد بودن. خواستن بود نه قانع بودن. سبک رحمدل در زندگی سبکی جسورانه، عاشقانه و عارفانه بود که از سرور و مولای آزادگان حضرت اباعبدالله فرا گرفته بود.

آغشته‌ به‌ خون‌ سپيده‌دم‌ شد اي‌ واي‌  

يك‌ لاله‌ ز باغ‌ عشق‌ كم‌ شد اي‌ واي‌

بر مصحف‌ خون‌، رسول‌ تاريخ‌ نوشت

‌اسطوره‌ والقلم‌ قلم‌ شد اي‌ واي‌

*    *    *

بر حلقة‌ دل‌ نقش‌ نگين‌ آمده‌ است

‌هنگام‌ عزاي‌ شاه‌ دين‌ آمده‌ است‌

چون‌ ابر بهار باش‌ و بر گونه‌ ببار

اي‌ چشمة‌ اشك‌! اربعين‌ آمده‌ است

رحمدل برخلاف آنان که ادعای پایداری می کنند در مسیر ولایت و دفاع از آن پایدار و استوار بود و هیچگاه سربازی این راه را به بی راهه ها نفروخت و به خاطر مقام و نام و جاه حقارت خیانت به امام خود را نخرید.‌

دکتر غلامرضا رحمدل، استاد تمام "زندگی حسینی" بود.  یادش و راهش تا ابد چراغان باد.

جز تو هفتاد دو خورشید سرافراز که داشت؟

شعر هیهات به دیوان شهادت که نگاشت؟

گر به تاریخ سخن نطق زلال تو نبود

منطق الطیر قلم جرأت پرواز نداشت

 

یادآوری: مرحوم دکتر غلامرضا رحمدل استاد دانشگاه گیلان، عمده­ی فعالیت­هایش در سه حوزه­ی نقد ادبی، ادبیات معاصر و تاریخ اسلام بوده است. وی متولد1330 در شرفشاده لاهیجان است. تحصیلات ابتدایی وی در روستای محل تولدش سپری شد. پس از گذراندن دوره­ی دبیرستان در سال 1357 کارشناسی ادبیات و در سال 1364 کارشناسی ارشد را از دانشگاه تهران دریافت کرد و مقطع دکتری را در همین رشته در سال 1371 در دانشگاه تربیت مدرس گذراند. وي نخستين استاد  تمام زبان و ادبيات فارسي دانشگاه گيلان است. دكتر رحمدل علاوه بر فعالیت­های اجرایی و تدریس، در زمینه­ی پژوهش نيز یکی از اساتید پركار بوده­است. چاپ 18 عنوان کتاب پژوهشی و شعر، ارائه­ی بیش از40 مقاله­ی علمی در سمینارها و مجله­های علمی و پژوهشی از جمله­ی دیگر فعالیت­های علمي وی محسوب می­شود. عناوين کتاب­های وی  به شرح زير است: عروض، ديدگاه­هاي حكومتي سعدي، از زمزمه تا فرياد (مجموعه­ی شعر)، تذكره­ی شهداي كربلا (شهداي بني هاشم )، تذكره­ی شهداي كربلا (شهداي انصار)، از كربلا تا حرّه، گزيده­ی ادبيات معاصر (مجموعه­ی شعر )، مجموعه­ی مقالات گيلان شناسي، رجزهاي يورشي در كلام حماسه­آفرينان كربلا، ما ايستاده ايم ( مجموعه­ي شعر جنگ )، شكفتن طوفان ( مجموعه­ی شعر)، حماسه­ی عطش، چشيدن دريا،  صخره در گلوگاه آب، فرافكني در مثنوي مولوي، حماسه­ی آب.

 


 
احادیثی از امام حسن عسکری(ع)/ چه کسانی با تاجی از نور وارد محشر می‌شوند

امام عسکری(ع) می‌فرمایند: آن دسته از علما و دانشمندان شیعیان ما که در رفع مشکلات دوستان و علاقه‌مندان ما تلاش کرده‌اند، در حالتی وارد صحرای محشر می‌شوند که تاج کرامت بر سر نهاده و تمام اهل محشر از آن نور بهره‌مند خواهند شد.

خبرگزاری فارس: احادیثی از امام حسن عسکری(ع)/ چه کسانی با تاجی از نور وارد محشر می‌شوند

 

 

* إنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی بَیَّنَ حُجَّتَهُ مِنْ سائِرِ خَلْقِهِ بِکُلِّ شَیء، وَ یُعْطِیهِ اللُّغاتِ، وَمَعْرِفَةَ الاْنْسابِ وَالاْجالِ وَالْحَوادِثِ، وَلَوْلا ذلِکَ لَمْ یَکُنْ بَیْنَ الْحُجَّةِ وَالْمَحْجُوحِ فَرْقٌ.

امام حسن عسکری(ع) فرمود: همانا خداوند متعال، حجت و خلیفه خود را برای بندگانش الگو و دلیلی روشن قرار داد، همچنین خداوند حجت خود را ممتاز گرداند و به تمام لغت‌ها و اصطلاحات قبائل و اقوام آشنا ساخت و أنساب همه را می‌شناسد و از نهایت عمر انسان‌ها و موجودات و نیز جریان‌ها و حوداث، آگاهی کامل دارد و چنانچه این امتیاز وجود نمی‌داشت، بین حجت خدا و دیگران فرقی نبود./ (الکافی، جلد 1، صفحه 519)

* عَلامَةُ الاْیمانِ خَمْسٌ: التَّخَتُّمُ بِالْیَمینِ، وَ صَلاةُ الإحْدی وَ خَمْسینَ، وَالْجَهْرُ بِبِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم، وَ تَعْفیرُ الْجَبین، وَ زِیارَةُ الاْرْبَعینَ.

علامت و نشانه ایمان پنج چیز است: انگشتر به دست راست داشتن، خواندن پنجاه و یک رکعت نماز (واجب و مستحب)، خواندن «بسم الله الرحمن الرحیم» را (در نماز ظهر و عصر) با صدای بلند، پیشانی را در حال سجده روی خاک نهادن و زیارت اربعین امام حسین(ع) انجام دادن./ (حدیقة الشیعة، جلد دوم، صفحه 194)

* مِنَ التَّواضُعِ السَّلامُ عَلی کُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ، وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الْمَجْلِسِ.

یکی از نشانه‌های تواضع و فروتنی آن است که به هرکس برخورد نمایی سلام کنی و در هنگام ورود به مجلس هر کجا، جا بود بنشینی نه آن که به زور و زحمت برای دیگران جایی را برای خود باز کنی./ (بحارالأنوار، جلد 75، صفحه 372، حدیث 9)

* لَیْسَتِ الْعِبادَةُ کَثْرَةُ الصّیامِ وَالصَّلاةِ، وَ إنَّمَا الْعِبادَةُ کَثْرَةُ التَّفَکُّرِ فی أمْرِ اللهِ.

عبادت در زیاد انجام دادن نماز و روزه نیست، بلکه عبادت با تفکر و اندیشه در قدرت بی‌منتهای خداوند در امور مختلف حاصل می‌شود./ (مستدرک الوسائل، جلد 11، صفحه 183، حدیث 12690)

* خَصْلَتانِ لَیْسَ فَوْقَهُما شَیءٌ: الاْیمانُ بِاللهِ، وَنَفْعُ الاْخْوانِ.

دو خصلت و حالتی که والاتر از آن دو چیزی نیست عبارتند از: ایمان و اعتقاد به خداوند، نفع رساندن به دوستان و آشنایان./ (تحف العقول، صفحه 489)

* قُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً، مُؤْمِنُهُمْ وَ مُخالِفُهُمْ، أمَّا الْمُؤْمِنُونَ فَیَبْسِطُ لَهُمْ وَجْهَهُ، وَ أمَّا الْمُخالِفُونَ فَیُکَلِّمُهُمْ بِالْمُداراةِ لاِجْتِذابِهِمْ إلَی الاْیِمانِ.

با دوست و دشمن خوش گفتار و خوش برخورد باشید؛ اما با دوستان مؤمن به عنوان یک وظیفه که باید همیشه نسبت به یکدیگر با چهره‌ای شاداب برخورد کنید، اما نسبت به مخالفین به دلیل مدارا و جذب به اسلام و احکام آن./ (مستدرک الوسائل، جلد 12، صفحه 261، حدیث 14061)

* جُعِلَتِ الْخَبائِثُ فى بَیْت وَ جُعِلَ مِفْتاحُهُ الْکَذِبَ:

تمام پلیدى‌ها در خانه‌اى قرار داده شده و کلید آن دروغگویى است./ (بحار الانوار، جلد78، صفحه377)

* الْمَقادیرُ الْغالِبَةِ لا تُدْفَعُ بِالْمُغالَبَةِ، وَ الاْرْزاقُ الْمَکْتُوبَةِ لا تُنالُ بِالشَّرَهِ، وَ لا تُدْفَعُ بِالاْمْساکِ عَنْها.

مقدراتی که در انتظار ظهور است با زرنگی و تلاش از بین نمی‌رود و آنچه مقدّر باشد خواهد رسید، همچنین رزق و روزی هرکس، ثبت و تعیین شده است؛ با زیاده روی در مصرف به جایی نخواهد رسید و نیز با نگهداری هم نمی‌توان آن را دفع کرد./ (أعلام الدین، صفحه 313)

* الْمُؤْمِنُ بَرَکَةٌ عَلَی الْمؤْمِنِ وَ حُجَّةٌ عَلَی الْکافِرِ.

وجود شخص مؤمن برای دیگر مؤمنین برکت و سبب رحمت و نسبت به کفار و مخالفین، حجت و دلیل است./ (تحف العقول، صفحه 489)

* بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ یَکُونُ ذا وَجْهَیْنِ وَ ذالِسانَیْنِ، یَطْری أخاهُ شاهِداً وَ یَأکُلُهُ غائِباً، إنْ أُعْطِی حَسَدَهُ، وَ إنْ ابْتُلِی خَذَلَهُ.

بد آدمی است آن که دارای دو چهره و دو زبان است؛ دوست و برادرش را در حضور، تعریف و تمجید می‌کند ولی در غیاب و پشت سر، بدگویی و مذمت می‌نماید که همانند خوردن گوشت‌های بدن او محسوب می‌شود، چنین شخص دو چهره اگر دوستش در آسایش و رفاه باشد حسادت می‌ورزد و اگر در ناراحتی و سختی باشد زخم زبان می‌زند./ (بحارالأنوار، جلد 75، صفحه 373، حدیث 14)

* أعْرَفُ النّاسِ بِحُقُوقِ إخْوانِهِ، وَأشَدُّهُمْ قَضاءً لَها، أعْظَمُهُمْ عِنْدَاللهِ شَأناً.

هرکس حقوق همنوعان خود را بشناسد و رعایت کند و مشکلات و نیازمندی‌های آن ها را برطرف کند، در پیشگاه خداوند دارای عظمت و موقعیت خاصی خواهد بود./ (احتجاج طبرسی، جلد 2، صفحه 517، حدیث 340)

* یَأتی عُلَماءُ شیعَتِنَاالْقَوّامُونَ لِضُعَفاءِ مُحِبّینا وَ أهْلِ وِلایَتِنا یَوْمَ الْقِیامَةِ، وَالاْنْوارُ تَسْطَعُ مِنْ تیجانِهِمْ عَلی رَأسِ کُلِّ واحِد مِنْهُمْ تاجُ بَهاء، قَدِ انْبَثَّتْ تِلْکَ الاْنْوارُ فی عَرَصاتِ الْقِیامَةِ وَ دُورِها مَسیرَةَ ثَلاثِمِائَةِ ألْفِ سَنَة.

آن دسته از علما و دانشمندان شیعیان ما که در هدایت و رفع مشکلات دوستان و علاقه‌مندان ما، تلاش کرده‌اند، روز قیامت در حالتی وارد صحرای محشر می‌شوند که تاج کرامت بر سر نهاده و نور وی، همه جا را روشنایی می‌بخشد و تمام اهل محشر از آن نور بهره‌مند خواهند شد./ (تفسیر الإمام العسکری، صفحه 345، حدیث 226)

* اِتَّقُوا اللهُ وَ کُونُوا زَیْناً وَ لا تَکُونُوا شَیْناً، جُرُّوا إلَیْنا کُلَّ مَوَّدَة، وَ اَدْفَعُوا عَنّا کُلُّ قَبیح، فَإنَّهُ ما قیلَ فینا مِنْ حُسْن فَنَحْنُ أهْلُهُ، وَ ما قیلَ فینا مِنْ سُوء فَما نَحْنُ کَذلِکَ.

تقوای الهی را در همه امور، رعایت کنید، و زینت بخش ما باشید و مایه ننگ ما قرار نگیرید، سعی کنید افراد را به محبت و علاقه ما جذب کنید و زشتی‌ها را از ما دور کنید؛ درباره ما آنچه از خوبی‌ها بگویند صحیح است و ما از هر گونه عیب و نقصی مبرا خواهیم بود./ (بحارالأنوار، جلد 75، صفحه 372)




برچسب ها :
مذهبی

270 دانشجو و نخبه دانشگاه شریف طی نامه‌ای به روحانی تأکید کردند: ما نه معدودیم، نه کم سواد و بی سواد؛ ولی به توافق ژنو نقد داریم. چرا که فهمیدیم آنچه از حقوق ملت ایران باید به صراحت درج می‌شد، گنگ و قابل تفسیر آمده است. متن کامل این نامه به شرح ذیل است:

" جناب آقای حجت الاسلام و المسلمین دکتر روحانی

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

سلام علیکم و رحمه الله

ما دانشجویان و نخبگان دانشگاه صنعتی شریف تاکنون در مقاطع مختلف و در روند مذاکرات بارها بنا برآنچه وظیفه خود می‌دانستیم از تیم مذاکره کننده حمایت کرده و گفته‌ایم که حاضریم در این راه پرخطر تا آخرین قطره خون، احمدی روشن‌ها و شهریاری هایی باشیم که این بار عظیم را که همانا ساخت استحکام درونی نظام در مسیر پیشرفت و عدالت میهن اسلامی است به پیش ببریم.

این در حالی است که تنها خواسته ما در این موقعیت حساس و سرنوشت ساز از تیم مذاکره کننده و حضرتعالی این بود که در جریان مذاکرات، سر سوزنی از حقوق قطعی و مسلم ملت ایران کوتاه نیامده و از موضع اقتدار، حافظ عزت و استقلال ملت ایران باشید و به پشتوانه نخبگان جوان در مقابل هرگونه زیاده خواهی و سلطه گری ایستادگی کرده و با تلاش فعال و مبتکرانه دیپلماتیک و فراموش نکردن نسبت خود با دشمن، حافظ موضع قوی جمهوری اسلامی باشید.

اما پس از انعقاد توافقنامه همانند بسیاری دیگر از دانشجویان و اساتید دانشگاهمان ابهامات و انتقاداتی نسبت به توافق انجام شده در ذهن های ما به وجود آمد که گاهاً به بیان آنها نیز پرداختیم ولی در کمال ناباوری متأسفانه شاهد آن بودیم که شما منتقدین توافق ژنو را "عده ای معدود کم سواد" یاد کردید که "از جای معدود تغذیه می‌شوند" و حتی معاون اول شما انتقاد به توافق ژنو را "از روی حسادت" دانستند.

جنابعالی بارها در دوران ریاست جمهوری خود و در مراسم و سخنرانی های مختلف، از روز تحلیف تا سخنان خود در دانشگاه شهید بهشتی و تا سفر خوزستان بر لزوم نقد و انتقاد پذیری در جامعه تأکید کرده اید و آنرا یکی از مهمترین ویژگی‌های این دولت برشمرده اید؛ چنانکه گفته‌اید: "آزادی در این دولت به معنای واقعی نمایان می‌شود" و همچنین بارها تاکید کرده‌اید که "انتقاد در این دولت آزاد است" و حتی آن را لازمه پیشرفت و مانع دیکتاتوری و انتقادکنندگان را درخور تشویق دانسته اید.

جناب آقای دکتر روحانی، ما دانشجویان و نخبگان دانشگاه شریف نه معدودیم، نه کم سواد و بی سواد؛ ولی به توافق ژنو نقد داریم. نقد داریم زیرا متن توافق نامه را خواندیم، به بحث نشستیم، نزد اساتیدمان رفتیم و فهمیدیم آنچه از حقوق ملت ایران می بایستی به صراحت و بر اساس NPT در توافق نامه درج می شده، گنگ و مبهم و قابل تأویل و تفسیر آمده. نزد اساتیدمان رفتیم، کمی تأمل کردیم و فهمیدیم نه تنها خبری از فروپاشی سازمان تحریم نیست بلکه خدشه‌ای هم بر تحریم های اصلی وارد نگردیده.

آقای دکتر روحانی، ما به توافق ژنو نقد داریم و نقدمان را به صراحت بیان می کنیم. نقد داریم به عدم توازن در آنچه در این گام به نیابت ملت ایران داده و ستانده شده. نقد داریم به اینکه تمام حقیقت به مردم گفته نشد. نقد داریم و البته سوال هم.

همگان می دانیم اصلی‌ترین نگرانی طرف غربی از برنامه هسته‌ای کشورمان ذخیره اورانیوم 20 درصد بوده است و اصلی‌ترین معضل ما نیز تحریم‌های بانکی و نفتی؛ اما متاسفانه در مذاکرات اخیر مشاهده شد با اینکه اصلی‏ترین نگرانی طرف غربی رفع شده است، اصلی‌ترین تحریم‌ها یعنی تحریم‌های بانکی همچنان پابرجا مانده و تحریم‌های نفتی نیز به قوت خود باقی است و تنها مکثی(pause) در روند رشد آنها ایجاد شده است. در واقع تیم مذاکره‌کننده بخشی مهم و شاید اصلی‌ترین سنگرهای فتح شده در طی سال‌های گذشته را به عنوان امتیاز به طرف غربی اهدا کرده و دقیقاً تا خطوط قرمز کشور عقب نشسته اما نتوانسته طرف غربی را از مواضع ظالمانه خود در تداوم تحریم های بانکی و نفتی عقب براند.

سوال اساسی این است که آیا در مذاکرات بعدی راهی جز عبور از خطوط قرمز کشور برای تیم مذاکره کننده باقی مانده است؟ آیا امتیازات داده شده با امتیازات گرفته شده تناسب و توازن دارد؟

آنچه به اختصار بدان اشاره شد، تنها گوشه‌ای از سوالات و ابهامات بسیاری بود که پیرامون توافق ژنو و حواشی آن به نظر دانشجویان و اساتید دانشگاه‌ها می‌رسد. افسوس که در جریان مذاکرات از وزیر محترم خارجه دولت تدبیر و امید به دانشگاهمان دعوت کردیم و پاسخی جز عرض پوزش آقای وزیر نشنیدیم، از معاونین ایشان دعوت نمودیم و پاسخی مشابه دریافت کردیم و سوالات و ابهاماتمان بی پاسخ ماند. افسوس از آنچه شد و صد افسوس که عالیترین مقام اجرایی کشور منتقدان عملکرد دولت خود را این بار نه تندرو و افراطی که کم سواد و وابسته معرفی کرد.

در اینجا ما به نمایندگی از دانشجویان دانشگاه شریف از شما دعوت می‌کنیم با حضور در دانشگاه، در یک فضای عقلانی و به دور از هیاهوهای مرسوم سیاسی، به بخشی از سوالات دانشجویان و اساتید دانشگاه خصوصاً در مورد توافق‌نامه ژنو پاسخ دهید. البته امیدواریم این بار تریبونی هم برای اعلام نظر و طرح پرسش‌های دانشجویان در نظر گرفته شود."

 



برچسب ها :
سیاسی

آموزشگاه های زبان انگلیسی برآن هستند با برپایی دوره های آموزشی بردانش زبان انگلیسی، فراگیران افزوده و توانایی گفتار و شنیدار ( Speaking & Listening ) آنان را بهبود بخشند. دوره های بسیاری در سطوح مختلف معرفی می کنند: آموزش مکالمه Topic conversation course،دوره تخصصی گرامر،بحث آزاد، مکالمه جهانگردی Travel English course ، مکالمه و مکاتبات بازرگانی Business English course، مکالمه روزمره Daily conversation course ودوره های تخصصی مانند:Panel Discussion, WOW, ARS, CAE, Toefl, و IELTS  ازسیستم های بسیاری مثل oxford و Cambridge و Top Notch و Summit استفاده می شود. و مدارک پایان دوره ای مانند: FCE Certificate , Senior Certificate , Junior Certificate ضمانت می کنند. از امکانات متنوع و متعدد کمک آموزشی و سطوح مختلف مدرسین فرهنگی و دانشگاهی بهره می گیرند. دوره های از راه دورمجازی تا خصوصی با شهریه های کلان اجرا می شود. این آموزشگاهها گاهی مختلط و گاه مجزا از کودکان دبستانی تا اساتید دانشگاه را پذیرش می کنند. از همه نوع کتاب های چاپ ، افست وجزوه استفاده می کنند. بعضی ادعا می کنند از آموزش و پرورش و بعضی از آموزش عالی مجوز دارند.

اما آنچه در این باب قابل توجه است هیچ دستگاهی براین صنف کنترل و نظارت ندارد. از هیچ دستگاهی کیفیت و کمیت کارشان بررسی نمی شود. به هیچ کس و هیچ اداره ای پاسخگو نیستند. دربازارمکاره زبان آموزی این فرهنگ و سنت ایرانی است که به ثمن بخس فروخته می شود و تازه در بیش از 70درصد فراگیران به آموزش مورد انتظار خود دست پیدا نمی کنند.

پیشنهاد می شود:

شورای انقلاب فرهنگی اولا موضوع لزوم و ضرورت آموزش زبان انگلیسی را درمدارس و دانشگاههای کشورمورد بررسی قرار دهد وبگوید چرا با این همه سرمایه (عمروپول) اکثرقریب به اتفاق جوانان پس ازکسب مدارج عالی تحصیلی بازهم توانایی استفاده از زبان دوم را ندارند.

ثانیا اگروجود آموزشگاه های زبان یک ضرورت است مسئول نظارت و ارزیابی و تقویت این مراکزچه نهادی است؟

ثالثا جهاددانشگاهی شاید با توجه به سابقه آموزشی بهترین مرجع برای این موضوع باشد.

رابعا جهاددانشگاهی میتواند با استفاده از تجربیات سه دهه فعالیت آموزشی موظف شود از صفر تا صد یک برنامه کامل را برای سطوح مختلف  طراحی کند و با هماهنگ سازی آموزش، مجوزآموزشگاهها و اساتید را بازنگری و اصلاح کند.

امید است با آغازاجرای این برنامه در یک دوره سه ساله شاهد برطرف شدن همه ضعفها و معایب اوضاع موجود باشیم.

 




برچسب ها :
عمومی

باور کنید بسیاری از این مراکز باید تعطیل شوند جز ایجاد توقع در فارغ الحصیلان( نه دانش آموختگان) هیچ فایده ای برای کشور ندارد جز اینکه افراد را برای ورود به بازار متورم کاریابی  قدری معطل می کند 

اگر می خواهید کاری بکنید مراکز علمی کاربردی پیام نور و غیرانتفاعی و آزاد اسلامی را تبدیل به کارگاه های تولیدی و صنایع کوچک کنید باور کنید نتیجه آن برای کشور و خودجوانان از هر جهت بهتر است .

نمی توان از همه خروجی های آموزش و پرورش که با هزار ترفند دیپلم گرفته اند انتظار داشت در دانشگاه موفق باشند این مراکز در یک دور باطل گرفتار شده اند جذب می کنند که اداره کنند اداره می کنند که جذب کنند . فروش مدرک که لزوما نباید توسط جاعلین و کلاهبرداران انجام شود . از جوانی که در طول مدرسه و بعد دانشگاه  راه کلاهبرداری را فراگرفت نباید انتظار خدمت صادقانه داشت این مراکز عموما خواسته یا نخواسته به ... مشغولند. به استثنا ها کار نداریم عموما آقای روحانی  این مراکز مشرکند و نظام آموزش عالی ما در این شرک مسئول است.

تنها راه نجات اقتصاد کشور سوق سرمایه انسانی جوان به کارهای تولیدی است. این سرمایه گذاری واقعی پربازده و فرهنگ ساز است. در غیر اینصورت بزودی شاهد هزاران هزار جوان دکتر متخصص بی سواد خواهید بود که فقط غر نمی زنند و نقد نمی کنند بلکه طومار چپ و راست را درهم خواهند پیچید.

تا دیر نشده جلوی مدرک دادن را بگیرید.

 




برچسب ها :
سیاسی, عمومی